http://glad.blogfa.com/post-15.aspx
|
با اینکه بعد از ما هها اومدم فقط یه لینک میذارم.
http://glad.blogfa.com/post-15.aspx + نوشته شده توسط مهیار در 87/02/01 و ساعت
10 |
1. آذربایجان:آتورپاتکان{نگهدار آتش}(فارسی/ دری) 2. آرژانتین:سرزمین نقره(اسپانیایی) 3. آفریقای جنوبی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) جنوبی(لاتین،یونانی) 4. آفریقای مرکزی:سرزمین بدون سرما(آفتابی) مرکزی(لاتین،یونانی) 5. آلبانی:سرزمین کوهنشینان 6. آلمان:سرزمین همه مردان یا قوم ژرمن(فرانسوی - ژرمنی) 7. آنتیگوا و باربودا: 8. آندورا: 9. آنگولا:از واژه نگولا که لقب فرمانروایان محلی بود 10. اتریش: شاهنشاهی شرق (ژرمنی) 11. اتیوپی: سرزمین چهره سوختگان (یونانی) 12. اردن: 13. ارمنستان: سرزمین فرزندان ارمن،نام نبیره ی نوح"ع"(فارسی/ دری) 14. اریتره: 15. ازبکستان: سرزمین خودسالارها (سغدی-ترکی-فارسی/ دری) 16. اسپانیا: سرزمین خرگوش کوهی (فنیقی) 17. استرالیا: سرزمین جنوبی (از لاتین) 18. استونی: راه شرقی (ژرمنی) 19. اسرائیل: جنگیده با خدا (عبری) 20. اسکاتلند:سرزمین اسکات ها{در لاتین قوم گائل را گویند}(لاتین) 21. اسلوواکی: 22. اسلوونی: 23. افغانستان:سرزمین قوم افغان(دری فارسی) 24. اکوادور:خط استوا (اسپانیایی) 25. الجزایر:جزیره ها(عربی) 26. السالوادور:رهایی بخش مقدس(اسپانیایی) 27. امارات متحده عربی:شاهزاده نشین های یکپارچه عربی(عربی) 28. اندونزی:مجمع الجزایر هند(فرانسوی) 29. انگلیس:سرزمین قوم آنگل(ژرمنی) 30. اوروگوئه:شرقی 31. اوکراین:منطقه مرزی(اسلاوی) 32. اوگاندا: 33. ایالات متحده امریکا:از نام آمریگو وسپوچی دریانورد ایتالیایی 34. ایتالیا: شاید به معنی ایزد گوساله (یونانی) 35. ایران: سرزمین نجیب زادگان (آریاییان) (فارسی دری) 36. ایرلند: سرزمین قوم ایر (شاید هم معنی با آریا) (انگلیسی) 37. ایسلند: سرزمین یخ (ایسلندی) 38. باربادوس: 39. باهاما: دریای کم عمق یا ریشدارها(اسپانیایی) 40. بحرین: دو دریا (عربی) 41. برزیل: چوب قرمز 42. برونئی: 43. بریتانیا: سرزمین نقاشی شدگان(لاتین) 44. بلژیک: سرزمین قوم بلژ (از اقوام سلتی)، واژه بلژ احتمالاً معنی زهدان و کیسه میداده. 45. بلغارستان: 46. بلیز: یا از نام دزدی دریایی به نام والاس یا از واژهای بومی به معنای آب گل آلود 47. بنگلادش: ملت بنگال (بنگلادشی) 48. بنین: 49. بوتان: تبتی تبار 50. بوتسوانا: سرزمین قوم تسوانا 51. بورکینافاسو: سرزمین مردم درستکار (از زبانهای موره -دیولا) 52. بوروندی: 53. بوسنی و هرزگوین: 54. بولیوی: از نام سیمون بولیوار مبارز رهایی بخش آمریکای لاتین 55. پاپوا گینه نو: 56. پاراگوئه: این سوی رودخانه 57. پاکستان: سرزمین پاکان 58. پالائو: 59. پاناما:جای پر از ماهی(زبان کوئِوا) 60. پرتغال: بندر قوم گال (از اقوام سلتی) (لاتین) 61. پرو: 62. پورتوریکو: بندر ثروتمند (اسپانیایی) 63. تاجیکستان: 64. تانزانیا:این نام از همامیزی تانگانیگا(سرزمین دریاچه تانگا) + زنگبار است 65. تایلند:سرزمین قوم تای 66. تایوان: 67. ترکمنستان: سرزمین ترک مانندها 68. ترکیه: سرزمین قویها (ترکی با پسوند عربی) 69. ترینیداد و توباگو: 70. توگو: 71. تونس: 72. تونگا: 73. تووالو: 74. جامائیکا: سرزمین بهاران 75. جیبوتی: شاید به پادری بافته از الیاف نخل می گفتند(زبان آفار) 76. چاد: دریاچه ( زبان بورنو) 77. چک: 78. چین:سرزمین مرکزی(چینی) 79. دانمارک: مرز قوم "دان" 80. دومینیکا: 81. دومینیکن: کشور دومینیک مقدس (اسپانیایی) 82. روآندا: 83. روسیه: کشور روشن ها، سپیدان (شاید از ریشه سکایی"راؤش") 84. روسیه سفید (بلاروس):درخشنده(روس) سفید(روسی) 85. رومانی: سرزمین رومی ها 86. زامبیا: 87. زئیر: 88. زلاند نو:زلاند جدید(زلاند نام یکی از استان های هلند به معنای دریاست) 89. زیمبابوه: 90. ژاپن: سرزمین خورشید تابان(ژاپنی) 91. سائوتومه و پرنسیپ: 92. ساحل عاج:ساحل عاج 93. ساموآ: 94. سان مارینو: 95. سریلانکا: جزیره باشکوه (سنسکریت) 96. سلیمان جزایر:از نام حضرت سلیمان 97. سنت کیتس ونویس: 98. سنت لوسیا: 99. سنت وینسنت و گرنادین: 100. سنگاپور: 101. سنگال: 102. سوئد: سرزمین قوم "سوی" 103. سوازیلند:سرزمین قوم سوازی 104. سوئیس: سرزمین مرداب 105. سودان: سیاهان(عربی) 106. سورینام: 107. سوریه: سرزمین آشور (سامی) 108. سومالی: 109. سیرالئون: کوه شیر 110. سیشل: 111. شیلی: پایان خشکی- برف (از زبان بومی آنجا) 112. صحرا:بیابان(عربی) 113. صربستان:سرزمین قوم صرب(یوگسلاوی: سرزمین اسلاو های جنوب) 114. عراق: شاید ازایراک به معنای ایران کوچک(فارسی) 115. عربستان سعودی: سرزمین بیابانگردان در تملک خاندان خوشبخت. واژه عرب به معنی گذرنده و بیابانگرد است. سعود یعنی خوشبخت. 116. عمان: 117. غنا: 118. فرانسه: سرزمین قوم فرانک (از اقوام سلتی) 119. فلسطین: 120. فنلاند:سرزمین قوم "فن" 121. فیجی: 122. فیلیپین:از نام پادشاهی اسپانیایی به نام فیلیپ 123. قبرس: 124. قرقیزستان: سرزمین چهل قبیله (قرقیزی) 125. قزاقستان: سرزمین کوچگران (قزاقی) 126. قطر:شاید به معنای بارانی(عربی) 127. کاستاریکا:ساحل غنی(اسپانیایی) 128. کامبوج: 129. کامرون: 130. کانادا: دهکده (زبان سرخپوستی"ایروکوئی") 131. کرواسی: 132. کره جنوبی: 133. کره شمالی: 134. کلمبیا:سرزمین کلمب(کریستف کلمب)(اسپانیایی) 135. کنگو : 136. کنیا: کوه سپیدی (زبان کیکویو) 137. کوبا: 138. کومور: 139. کویت: دژ کوچک (هندی-عربی) 140. کیپ ورد: 141. کیریباسی: 142. گابون: 143. گامبیا: 144. گرجستان:سرزمین کشاورزان(یونانی) 145. گرنادا: 146. گواتمالا: 147. گینه: 148. گینه استوایی: 149. گینه بیسائو: 150. لائوس: 151. لتونی 152. لبنان:سفید(عبری) 153. لسوتو: 154. لوگزامبورگ: 155. لهستان: سرزمین قوم "له" 156. لیبریا: سرزمین آزادی 157. لیبی: 158. لیتوانی: 159. لیختن اشتاین: 160. ماداگاسکار: 161. مارشال جزایر: 162. مالاوی: 163. مالت: 164. مالدیو: 165. مالزی: 166. مالی: 167. مجارستان:سرزمین قوم مجار (مجاری) 168. مراکش 169. مصر: شهر - آبادی 170. مغولستان: 171. مقدونیه: سرزمین کوه نشین ها، بلندنشینها (یونانی) 172. مکزیک:اسپانیای جدید(اسپانیایی) 173. موریتانی: سرزمین قوم مور (لاتین) 174. موریس: 175. موزامبیک: 176. مولداوی: 177. موناکو: 178. مونته نگرو: 179. میانمار 180. میکرونزی:مجمع الجزایر کوچک(فراسوی) 181. نائورو: 182. نامیبیا: 183. نپال: 184. نروژ: راه شمال 185. نیجر: سیاه (لاتین) 186. نیجریه: سرزمین سیاه (لاتین) 187. نیکاراگوئهدریای نیکارائو (نام مردم آن منطقه) - آگوئه (اسپانیایی) 188. واتیکان: گرفته شده از نام تپهای به نام واتیکان (اتروسکی) 189. وانواتو: 190. ونزوئلا: ونیز کوچک 191. ویتنام: اقوام "ویت" جنوبی(ویتنامی) 192. ویلز:بیگانگان(ژرمنی) 193. هائیتی: 194. هلند: سرزمین چوب (آلمانی) 195. هند:پر آب (فارسی باستان) 196. هندوراس: ژرفناها (اسپانیایی) 197. یمن: خوشبخت 198. یونان: سرزمین قوم "یون" + نوشته شده توسط مهیار در 86/10/17 و ساعت
17 |
مسعودی در مروج الذهب خبری را نقل کرده است که خلاصه آن چنین است:
ایرانیان در گذشته به زیارت خانهی خدا در مکه میرفتند و بدور آن طواف می کردند. چون هنگامی که ساسان نیای اردشیر بابکان به آنجا میرفته بر چاه اسماعیل نیز زمزمه میکرده است و ایرانیان دیگر نیز چنین میکرده اند، به همین سبب آن چاه را زمزم نامیدهاند. مسعودی شعری را هم که در قدیمالزمان شاعری در این زمینه سروده است نقل میکند: زمزمت الفرس علی زمزم و ذاک فی سالفها الاقدام مسعودی سپس میافزاید که: ایرانیان در گذشته اموال و جواهر هم به کعبه پیشکش میداده اند؛ و ساسان ابن بابک دو آهوی زرین و مقداری جواهر، چند شمشیر و طلای بسیار به کعبه هدیه کرده بود که آنها را در چاه زمزم دفن کرده بودند. منابع: 1- ابیالحسن علی ابن حسین مسعودی، مروج الذهب، به تصحیح شارل پلا، جلد یکم، ص283 و 284 2- دکتر ملایری، تاریخ و فرهنگ ایران، ص 174 3- آیت اله سید محمد فقیه، سلسله درسهای اخلاق و عرفان، رییس گروه معارف دانشگاه آزاد شعبه فارس و نماینده دور دوم مجلس خبرگان 4- محمدرضا آل ابراهیم، اردشیر زاده بختگان، هفته نامه عصر نی ریز، ش 167، 19/6/85 5- دکتر علی شریعتی، بازشناسی هویت ایرانی اسلامی + نوشته شده توسط مهیار در 86/09/15 و ساعت
18 |
این مطلب رو به پست الکترونیکم ارسال کرده بودند، ما هم فقط مجدد نوشتیمش و اینا
غیب ها و تاخیرهای متوالی نمایندگان عزیز و دلسوز مجلس هفتم باعث شد تا طی روزها و هفته های گذشته، مجلس شورای اسلامی بارها و بارها از حدنصاب بیفتد. از همین رو، اسامی برخی از نمایندگان به عنوان غایبین و متاخرین غیر مجاز دیروز در صحن علنی مجلس قرائت شد که این حرکت غیر اخلاقی باعث جریحه دار شدن احساسات لطیف این برخی شد و اعتراض آنها را برانگیخت. + نوشته شده توسط مهیار در 86/09/14 و ساعت
20 |
اما با اين همه تقصير من نبود که با اين همه... با اين همه اميد قبولي در امتحان سادهْ تو رد شدم اصلاً نه تو ، نه من! تقصير هيچ کس نيست از خوبي تو بود که من بد شدم! + نوشته شده توسط مهیار در 86/09/03 و ساعت
21 |
شعرهای ابتدایی یادو خاطره کاغذ کاهی و بوی مداد و چوب مرطوب و شعرهای اول کتاب فارسی
یاد شعر چشمه قیصر ((قطار می رود تو می روی تمام ایستگاه می رود ومن چقد ساده ام که سالهای سال در انتظار تو کنار این قطار رفته ایستاده ام وهمچنان به نرده های ایستگاه رفته تکیه داده ام!)) اما چه زود نی نامه کوچ در فصلنامه رحیل نواخت روحت شاد وروانت غریق رحمت قیصر امین پور... + نوشته شده توسط مهیار در 86/08/09 و ساعت
9 |
- قابلی نداره حاج آقا - دستت درد نکنه. آروم در تاکسی نارنجی رنگ رو که رانندش به پیاده شدنش چشم دوخته باز میکنه، واسه یه لحظه مردد میشه که اول پاشو بذاره بیرون یا عصاشو، پیاده میشه و در تاکسی رو میبنده. لبه کلاه شاپوشو یه خورده پایین تر میکشه تا آفتاب چشماشو اذیت نکنه با فشار عصا روی زمین به راه می افته تو راه یاد حرف خانومش می افته که همیشه اینجور موقع ها بهش می گفت:"حاجی دکمه های کتت رو ببند؛ به آفتاب پاییز دل خوش نکن، سرما می خوری ها" به میدون که میرسه بر میگرده سمت گلزار شهدا یه فاتحه می خونه؛ می آد جلوتر که من میبینمش میخوام سوار ماشین شم که سوئیچ رو میدم به بابا و می گم حاج آقا محامدی و میرم طرفش همزمان بابا هم می آد باهاش روبوسی می کنم و از احوالش می پرسم با همون آرامش همیشگی جوابمو می ده یه دست به سرم می کشه، بعد احوالپرسی و تعارفات معمول به راه می افته منم تک تک قدماشو می بینم تا میرسه به قطعه صلوات و میره سر قرار همیشگیش آخه اون 20 ساله هر غروب پنج شنبه می آدو به خانمش سر میزنه شایدم می آدو به همه ما جوونا میگه جمع کنین عشقای در کوزه ای تونو هر دفعه شمال میرم، یه سر به اموات میزنم هر دفعه هم چشمای حاجی مهربونترو کمرنگ تر میشه ... + نوشته شده توسط مهیار در 86/08/06 و ساعت
14 |
بالاخره دیشب این اومد تو مخم
گذاشتم تو فریزر نپره الانم دارم می بلغورم: غلط کرده شاخ درآورده مگر شهر هرت است! گاو مش حسن که برگشت ، ارباب و گروهبان سرمدی هرچه گشتند نتوانستند مش حسن را پیدا کنند تا به او تبریک بگویند.... + نوشته شده توسط مهیار در 86/07/30 و ساعت
9 |
مهرهم واسه خودش عالمی داره ها
دده تا به دنیا می آن ، یکی دستش میشکنه، یکی پاش رگ به رگ میشه گنجشکها هم میگن جیک و جیک و جیک یعنی الآن وقت مدرسه رفتنه... چی گفتم آخ که این سر صبح پاشدن چه حالی میده؛ بچه ها تقریبا تو ۵-۶ رنگ غرقند (غرق هستند) این کوچول موچولوها واسه چی میرن مدرسه خدا میدونه ؛ آخه کی دلش می آد اونا رو از خواب بیدار کنه. اکثر چهره ها هم با معصومیتی کزی همراهه و فکرم میکنم این کزی با تابش آفتاب ارتباط مستقیم داره، چون اگه جرات دارین ساعت ۱۰ (وقت زنگ تفریحشون) پا بذارین تو حیاط مدرسه... پسر و دختر نداره هر طرف مدرسه رو که میبینی یه وروجک بهش آویزونه. + نوشته شده توسط مهیار در 86/07/09 و ساعت
9 |
وبه نستعین
آغاز ماه پربرکت رمضان رو به همه دوستان چه مسلمون و چه غیر مسلمون که هر دو نوعشون به اقسام مختلفی و جود دارند تبریک میگم. ماهم ای داریم خودمونو میکشیم تا ذره ای از این نسیم بهمون بوزه اما مگه میشه غیبت نکرد، اونم کی دقیقا زمانی که کلی پاداش داده باشن؛ حسابی بازار غیبت داغ میشه.دروغ هم که سر جهازیه؛ حالا اینا رو میشه یه کاری کرد چشم چرونی وایییییی خدایی این دیگه راه نداره.به هر دری که میزنی از یه جا میزنه بیرون ماشاله هزار ماشاله مانکن های ایرانی هم کم نمیذارن. حالا از این اینها که بگذریم میرسیم به موضوع مهم افطاری و سحری. افطار رو که به لطف کبابیهای محلمون یا آش رشته یا حلیم به بدن میکوبیم، و لی سحری رو خودتون حساب کنین یه برنج که شباهت بسیار زیادی به ملات داره و یه کنسرو قرمه سبزی ، ماست، سالاد (عشق من) ، و سر آخر هم چای. خدا میدونه کی این معده بد بخت من با این هله هوله ها شاکی شه. + نوشته شده توسط مهیار در 86/06/24 و ساعت
14 |
|
|