يعنی کشوری که هيچ چيز سر جای خودش نيست و هيچ کسی در جايگاه واقعی خودش قرار ندارد .
مظهر العجائب ؛ يعنی کشوری که مردمانش با دست خود گور خود را می کنند و بعد گناهش را به گردن امريکا و انگلستان و استعمار و امپرياليزم می اندازند .
مظهر العجائب ؛ يعنی مملکتی که مردمش همواره هوار می کشند که : قربان آنکسی که دلش با زبان يکی است ؛ اما خودشان نه تنها دل شان با زبان شان ؛ بلکه دل شان با دل خودشان هم يکی نيست .
مظهر العجائب ؛ يعنی مملکتی که مردمانش هر سال تنها يک دقيقه کتاب می خوانند اما در همه عرصه های علمی و فلسفی و اقتصادی و تاريخی و سياسی ؛ نه تنها استاد ؛ بلکه فيلسوف اند .
مظهر العجائب ؛ يعنی مملکتی که مردمش هر وقت بازیکن خیلی بزرگ تیم ملی اش از گلزدن خسته می شود یادش می افتد که چون در شریف درس خوانده باید در تیم ملی باشد.

