1 - اگر دوست ما میرفت کنار پارک ساعی گردو میفروخت وضعش بهتر از حالا بود و با آنکه گردوفروشی رسالت سنگين کمک به رشد فرهنگ بشريت را روی دوش گردوفروش محترم نمیگذارد اما حداقل باعث میشود از نظر آماری اهالی محترم صنف گردوفروش کمتر از اهالی قلم مجرد بمانند!
2 - يک جوان اهل قلم بهاحتمال زياد مجبور است 50 جا خواستگاری برود تا بالاخره يک دختر فداکار و خانواده فداکارتر از دخترشان پيدا کند و بهسلامتی ازدواج کنند. اما يک آقا پسر پولدار وقتی وارد خانهای میشود اول دختر موردنظر را نشانش میدهند، بعد اگر نپسنديد خواهر کوچکترش را، اگر نپسنديد خواهر بزرگترش را، اگر دوباره نپسنديد عکس سونوگرافی خواهر تو راهی را و اگر باز هم نپسنديد احتمالا مادر بچهها را!
3 - میگويند در همين راستا يکشب مرحوم سعدی داشت برای خودش راه میرفت ناگهان از درزی، شکافی، سوراخی ديد داخل خانهای دختر خانم خوشگلی درکنار پيری نشسته. (البته شايد خبرهای ديگری هم بوده ولی طفلکی مرحوم سعدی از يک سوراخ بهاندازه دوزاری ديگر نتوانسته چيزهای ديگری ببيند!)
جناب سعدی خيلی مودبانه زنگ میزند و وقتی دختر خانم در خانه را باز کرد به او گفت: دخترجان، ما در کتابمان نوشتيم که تو گفتی در کنارت تيری بنشيند به که پيری... پس اين بابای حضرت نوح کيه مثل کنه چسبيده بهت؟ دخترک با کمی عشوه و مقداری غمزه و يکی دو تا فن دلبری ديگر گفت: اما الان اوضاع فرق کرده جونی... بايد بگويی: در کنارم پيری، به که جوون بی پيلی! (البته منظور همشيرهمان پول است، اما نه اينکه میخواسته نثر مسجع گفته باشد اينطوری گفت که خوانديد!)
4 - از آنجا که طبق يکی از اصول فلسفه جديد اگر جوانی برود دنبال کار فرهنگی بايد دور خيلی چيزها را خط بکشد و اگر هم نرود خوب فرهنگ چهطور پيشرفت کند. بنابراين ما پيشنهاد میکنيم همه بروند دنبال يک لقمه نان و کار فرهنگی هم بهعهده محکومان حبس ابدی گذاشته شود. البته اگر بعد از مدتی کار فرهنگی آمدند گفتند حبس ابد بهتر است به تابلويی اشاره شود که بالا سر رئيس زندان خورده و روی آن نوشته شده:
کار فرهنگی ارائه داده شده بههيچ عنوان پس گرفته نمیشود، حتی شما دوست عزيز!
بعدهم اون عده ای از دوستان که خودشونو واسه هم ،خودشونو واسه من ، منو واسه خودشون و....... میکشن بعدشم چنان با هم قرار عروسی میزارن که یکی ندونه فکر می کنه طرف میخواد گلابی بخره ولی بهتره خانومها اولشو سخت بگیرن تا جنس برتر !!!!! احساس نکنه زن کرفتن به این آسونیهاس و ۴-۵ تا با هم بگیره و بعدشو نرم ونازک تر کنن تا طرف پشیمون نشه چون هر لحظه داره به تعداد اون ۳ میلیون اضافه اضافه تر میشه.
ضمنا بدک نیست یه نظری چیزی روم به دیوار حرفی چیزی بزارین به خدا ناراحت نمی شم.
و باز هم ضمنا این هفته یه مهمون دارم که واقعا بی نظیره احتمالا آخر هفته نتونم به وبلاگ سر بزنم چون با حاجی هستیم.
وباز هم بازهم ضمنا این مصدوم شدن مجتبی جباری هم خیلی ضد حال شد. حیف شد ولی مطمئنم با اعتماد بنفسش همه چیو ردیف میکنه.

