تبليغاتX
GLAD , مقاله ، اجتماعی Hack Id , Love , best ,

گر شبی در خانه جانانه مهمانت کنند               گول نعمت را مخور مشغول صاحب خانه باش

یک سنجاب برای ایمان آوردن صد هزار کافر کافیست .

حکایتی نقل شده از دختر هوشمند اصفهانی که به مغازه جواهر فروش رفت که زیور آلات خرید کند ؛ یک لحظه محو تماشای جواهر آلات زیبا ویترین مغازه شده بود و به فکر فرو رفته بود که چگونه می تواند آن جواهر آلات را تصاحب کند که ناگهان فکری به ذهنش خطور کرد و اون اینکه او فقط اگر بتواند جواهر فروش را از آن خود کند هم همسر خود را انتخاب نموده و هم جواهر آلات را بدست می آورد .

 

در و گوهر می ریزند بر سر ما ؛ منزل آن جواهر فروش کجاست ؟

صاحبخانه را که گرفتی اون بقیه چیزها روشه ؛ شما دنبال آن جواهر فروش باشید .

راستی خانه آن جواهر فروش کجاست ؟

 

                                                                                                 بخشهائی از سخنرانی استاد دکتر حسین الهی قمشه ای

برگرفته از وبلاگ پرهیزمکن ازکیمیائی خیلی جالبه

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/27 و ساعت 14 |
GLAD   = وبلاگ خودم

MSN    = جستجوگر MSN

Yahoo  = جستجوگر یاهو

Google = جستجوگر گوگل

parseek = جستجوگر پارسیک

Link B1 = امتحان چند زلزله بزرگ دنیا روی مونیتور

Link B2 = خنده بازار

Midaf   = خاطرات روی آب

best-ir  = یکی از بهترین سایتهای دانلود آهنگ که حرف نداره

Mohrem = محرم میقات

dariche  = دریچه زندگی،واسه اونایی که عشق یه جای دنجو دارن

Shalgham = شلغم فروش خندان

haminjoori = جدیدترین اخبار سیاسی کشور و جهان

hajisuccess = خلوتکدهای جهت تفکر و تعمق

dayfordarfur = مخالفین جنگ دارفور میتونن عکس یادگاری با کلاه سازمان ملل بگیرن

bia2javoon = دانلود موزیک به روز برای همه ایرانیان

baabeilm = دعای توسل

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/27 و ساعت 9 |
بر عيب خو د بينا باش و عيب كسان مگو
در جواب تعجيل منما , نا پرسيده مگوي , دل را بازيچه ديو مساز
تا به محاسبه خود نپردازي در ديگران شروع مكن
اندك خود را بهتر از بسيار ديگران دان
دوستي خد ا را در كم آزاري دان
سعادت دنيا و آخرت را د ر صحبت دانا شناس
فخر به فقرا مفروش و با ايشان محبت كن
به حكم خد ا راضي باش
كسي را به سخن رنجه مكن , مال را عاريت دان
بدان كه هزار دوست كم است و يك دشمن بسيار
از مردم نو كيسه وام مخواه
مردم را در غيبت همان گوي , كه به روي تواني گفت
درويشان را نا اميد باز مگردان
حاجت برادران مومن را كاري بزرگ بدان
نيكويي خود را به منت بر زبان ميار
مردم را در بدي مدد مكن
وفا از جوانمرد طلب كه جوانمرد چون درياست و بخيل چون جوي , در از دريا جوي نه از جوي
دوستي او را شايد در وقت خشم بر تو ببخشايد
در رعايت دلها بكوش
دوست را در وقت خشم آزماي و مصاحب را در نيستي تجربه نماي
به هر كجا كه باشي خدا را حاضر دان
هرگاه به نماز ايستادي فكر كن آخرين نما ز تو ا ست
چشم طمع از جان و مال و ناموس مردم بردار تا همه تو را دوست بدارند
از عيبي كه در توست ديگران را ملامت مكن , طاعت نكرده دعوي كرامت مكن
كار تنها نه به روزه و نماز است , كار به شكستگي و نياز است
نماز كردن زياد كار پيرزنان است , روزه داشتن بي صدق صرفه جويي در نان است
حج رفتن تماشاي جهان است , نان دادن كار مردان است
با اينهمه افضل عبادات نماز است , خاصه وقتي كه به عجز و نياز است
هر كه دانست كه خالق در حق خلق تقصير نكرد از بد پاك شد
و هر كه دانست كه قسام قسمت روزي بد نكرد ازحسد پاك شد
سخن جز به راستي مگوي
صحبت با خلق دردي است كه درمانش تنها يي است
هر چند كه نفس طالب بقا ست اما بقا ي جاويدان در فنا است
زبانت را به دشنام عادت مده
به غم كسان شادي مكن , در جايگاه تهمت مرو
هر كه از ملامت نترسد از او بگريز
سر خود را با زن مگو
دنبال سرگرميها ي ناروا مثل دود و مشروب و از اين دست مرو كه زندگيت را به باد مي دهي
بيمار و نادان و مست را پند مده
شغل اگر چه خرد باشد به نا آزموده مفرماي
دوستان را از عيب ايشان آگاه كن
از دوست به يك جور و جفا كرانه مگير
چون به خانه ي كسان در آئي چشم را صيانت كن
مردم را به معامله بيازماي آنگاه دوستي كن
مردم را به چرب زباني مفريب
با صاحبدلان دولت مناكحت مكن كه كم آيي
بدان را طعنه مزن
رعيت بي اطاعت را رعيت مدان
در جهانگردي سلاح و سخاوت را مدار ساز
به عيب خود بينا باش تا به جايي بر سي
مشورت با دشمن مكن و چون كردي از گفت او حذر كن
خود را از معتمدان گردان تا همه به تو اعتماد كنند
به زيارت مردگان و زندگان برو
راحت را از رنج طلب , خلق را دوست دار و مال را دشمن
در آن را كوش تا زنده شوي و دست مي جنبان تا كاهل نشوي و روزي از خدا يتعالي دان تا كافر
نشوي
صحبت با خردمندان دار
پاي از گليم خود دراز مكن
به ظاهر هر كسي فريفته مشو
از نيكان برادري گير , از معصيت بگريز
چون پيش بزرگان و هنرمندان بنشيني همه گوش باش و چون سخن گويند تو خاموش باش
سرمايه ي عمر را مغتنم شمار
نادان را زنده مدان
نفس خود را مراد مده كه بسيار خواهد
خود شناسي را سرمايه بزرگ دان و از دشمن دوست روي حذر كن
دشمنانت اگر چه حقير باشند از آنان حذر كن
از دشمن خانگي بسيار بترس
با نا شناخته سفر مكن
امانت نگهدار تا توا نگر شوي
نمام و دروغگو را به خود را مده
گمان مردما نرا در حق خود خطا مكن
در مهمات ضعيف راي و سست همت مبا ش
عهد را در حالت سخط و غضب نيكو نگهدار
وقت را هيچ بدل مشناس
سود هر دو جهان را خاموشي دان
مگو حرفي كه عذر بايد خواستن
راست گوي و عيب مجوي ; راست را به دروغ مانند مگوي
نخست انديشه كن آنگاه بگوي
با هيچ بدي همداستان مباش
بلا را به صدقه و دعا دفع كن
پيران كار ديده را حرمت بدار
از آموختن علم و پيشه عار مدار
جرم و بهتان بر كسي منه تا انفعال به تو باز نگردد
با كسي چيزي را كه جواب آن را نتواني شنيد مگوي
بيهوده گويي را سر همه ي آفتها بدان
دوستي نمودن دشمن را دوستي مدان
كسي را كه كارش به تو بر آمد مترسان
خلق را به خير خود اميدوار گردان
سخاوت راست كردن وعده را دان
رضا دادن به مفاسد را سر همه معاصي دان
نفاق را بي دانشي دان
صحت و عافيت را از حقتعالي عطاي بزرگ دان
نسيه را مال مدان
دلير بي سلاح را نادان ,دان
به حقارت در هيچ كس منگر
دنيا پرست مباش كه دشمن خدا را پرستيده باشي
بر طاعت حريص باش و بر آن تكيه مكن
تن را در درياي آرزو غرقه مكن تا تواني نياز خود را بر خلق عرضه مكن
بدانكه بهترين كارها شناخت خداست , خدا را نگه دار تا اوتو را نگهدارد , عمر را در پرستش او
خرج كن كه حساب خرج او خواهد خواست نما ز و روزه و حج و زكات بگذار و حق را
فراموش مكن
صبور باش
در هر كاري ياري از حق طلب
در نيكوكاري ها بهانه جوي مباش
منت بردار و منت منه , نا سپاس و بي منت را به خود راه مده
نان همه كس مخور و نان بر همه كس بده
بر پيرزنان اعتماد مكن
وفا از مردم اصلي جو كه اصيل هرگز خطا نكند
با مردم فرومايه منشين
بدترين عيب پر گفتن را دان
بياموز و بياموزان
كم گوي و كم خور و كم بخواب
در سختيها صبر پيشه گير , بر شكسته و ريخته افسوس مخور
آنچه در دست داري شادمان مباش و آنچه از دستت رفت دريغ مخور
از آ سمان سخن را بزرگتر دان
عجل را در هيچ حالي فراموش مكن
هر هدفي را وقتي به آن برسي وسيله مي شود براي هدفي ديگر
كسي را به خصومت و جنگ وعده مكن
از فرمانبرداري نفس حذر كن , مال را فداي تن كن
دوست را به تواضع بنده كن , دشمن را به احسان و گذشت دوست كن
بر زاهد جاهل اعتماد مكن
در سخن جواب انديش باش
كسي ر به افراط مگوي و مستاي , اگر چه زيان افتد
بنده ي حرص مباش , خفته ي غفلت مشو
از گناه لاف مزن
از داده ي خدا بخور تا كم نشود
نفس را از براي مال پايمال مكن
اگر صلح بر مراد برود جنگ مكن
در سفر خوي از آن خوشتر دار كه در حضر داشتي
خود را اسير شهوت مساز
از آن سودي كه آخرش زيان باشد گرداگرد او مگرد
براي اندك چيزي خود را بي قدر مكن
+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/25 و ساعت 12 |

رییس پلیس تهران:به حول قوه الهی و با تلاش ماموران نیروی انتظامی تهران بزرگ ۲ نفر از عوامل اصلی این پرونده را دستگیرو تحویل مقامات قضایی داده شد ولی هنوز متهم ردیف اول علی ملقب به قشو متواری شده است .اخرین گزارشات حاکی است که رد پای این شخص را تا حوالی زادگاه خود یعنی قزوین تعقیب کرده اند.

زن مبدل خانم ابراهیمی به تمامی کارهای خود اعتراف کرده است و فردا در شعبه ۲ دادگاه قضایی تهران محاکمه خواهد شد.

رییس پلیس تهران:خانوم سکینه.م متولد ۶۱.۳.۱۳ تهران میباشد وی که ۲سالی است که از خانه ی پدری خود متواری شده است به خاطره پول و البته با فریب نقش اول این داستان (علی معروف به قشو) تن به این کار نا جوانمردانه داده است و البته از این عمل خود اظهار ندامت میکند و همه ی ماجرا را اعتراف کرده است.

بالاخره این موضوع حل شد منم چون خبر اول رو گذاشته بودم مجبور شدم نتیجه این پرونده که تقریبا ایشون یعنی خانوم امیر ابراهیمی رو تا دروازه های بهشت رسوند (به خاطر تهمت های ناروایی که هممون بهش زدیم) براتون بذاریم.

ده روز مهر گردون افسانه است و افسون.....

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/25 و ساعت 9 |

ز دست کوته خود زیر بارم
مگر زنجیر مویی گیردم دست
ز چشم من بپرس اوضاع گردون
بدین شکرانه می​بوسم لب جام
اگر گفتم دعای می فروشان
من از بازوی خود دارم بسی شکر
سری دارم چو حافظ مست لیکن

 

   که از بالابلندان شرمسارم
   وگر نه سر به شیدایی برآرم
   که شب تا روز اختر می​شمارم
   که کرد آگه ز راز روزگارم
   چه باشد حق نعمت می​گزارم
   که زور مردم آزاری ندارم
   به لطف آن سری امیدوارم

با این شعر بالا خیلی حال میکنم ، اولین بار که شنیدم بدجوری هوایی شدم والان پیداش کردم وگذاشتم .یوخده هم واستون جومله سازی میذارم تا فارسیتون خوب شه:

- خرچنگ: به يکی مي گن باخرچنگ جمله بساز. مي گه: كره خر چنگ نزن!
- سی دی: به یکی مي گن با سي دي جمله بساز. مي گه چسيدي. مي گن: نه، با سي دي صوتي جمله بساز. مي گه: گوزيدي...
- توله سگ: به یکی مي گن: با توله سگ جمله بساز. مي گه: طول سگ ضربدرعرض سگ مساوی با مساحت سگ.
- مترو، به یکی می گن با مترو یک جمله بساز. می گه: سر این مترو بگیر!
- بلاغت: به یکی می گن با بلاغت یه جمله بساز. می گه: اوی فاطی بلا قت کشیدی!
- شمشیر: به یکی می گن با شمشیر جمله بساز. می گه: فدات شم شیر میخوری.
- شاملو: به یکی می گن با شاملو یک جمله بساز. می گه: امشب شام لوبیا داریم.
- دو تا حمال: به یکی می گن یه جمله بساز که توش دو تا حمال باشه. می گه: این یخچال
هم مال منه، هم مال داداشم.
- کوبیسم: به یکی می گن یک جمله با کوبیسم بساز. می گه: میخو بکوب ایسماعیل.
- کشور: به یکی می گن با کشور یک جمله بساز. می گه با کش ور رفتم خورد تو چشمم.
- بالش: به یکی می گن با بالش یک جمله بساز. می گه: با تفنگ زدم به یه کفتر خورد تو
بالش، می گن: نه، منظورمون توشک و بالش هست. می گه: با تفنگ زدم به یه کفتر توشک
بودم که خورد توبالش یا نه.
- به یکی می گن با زنجیر و انجیر یک جمله بساز. می گه: گاهی آدم می خواد زن جیرش بیاد، ان جیرش می آد.
- چیپس: به یکی می گن با چیپس یک جمله بساز. می گه چی پسر خوبی!
- نخ سوزن: به یکی می گن با نخ سوزن یه جمله بساز. می گه: تیم ایران همه اش خوبه نخصوزن علی دائی.
- قباد: به یکی می گن با اسم قباد یه جمله بساز. می گه: بزن بریم بسرعت برق و باد...
- اختاپوس: به یکی مي گن با اختاپوس جمله بساز. مي گه: اوخ تا پوستم نسوخته برم تو سايه.
- ماتیز: به یکی می گن با اسم ماشین ماتیس جمله بساز. می گه: مات ایز یور نیم؟
- 45: به يه معتاد مي گن با 45 , 46 , 47 ,48 جمله بساز. مي گه: چلا پنجه مي كشي؟ چلا شيشه مي شكني؟چلاهف نمي زني؟ چلا هشتي ناراحت؟
- نجیب: به يکی مي گن با نجيب يه جمله بساز. مي گه: كت من نه استرداره نه جيب.
- ماشین: به يكي مي گن با ماشين جمله بساز. مي گه: بياين همسايه ما شين.
- داشبورد: به یکی مي گن باداشبورد جمله بساز.مي گه: داييم اومد بچه هاشوورداشبورد.
-وطن: به يکی می گن: با وطن جمله بساز. می گه: ديروزرفتم حمام و سر و تنم را شستم.
می گن: منظور «ط» دسته داربود. می گه: اتفاقا منم با تي دسته دار شستم.
- بقیه: به یکی مي گن با بقيه جمله بساز. مي گه : ديشب شام خوردم. مي گن: پس بقيه اش كو؟ مي گه: بقیه اش تو يخچاله.
- صداقت: به يك نفر مي گن با صداقت جمله بساز. مي گه: داشتم تلفنی حرف مي زدم صدا قت شد.
- ترکش: به یکی می گن باترکش جمله بساز. می گه: سیگارروباید ترکش کرد.
- پل: به یکی می گن با پل جمله بساز. می گه: چطوری، تپل؟
- زیزیگولو: به یکی میگن با زیزیگلو جمله بساز. می گه : خداداد عزیزی گلو درد گرفته

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/21 و ساعت 12 |

سایت eWeek با یکی از برنامه نویسان باسابقه با نام Wayne Duqaine که هم اکنون بخش توسعه نرم افزار کمپانی Grandview Systems در ایالت کالیفرنیا است گفتوگویی انجام داده , او در این گفتگو توصیه می کند که برنامه نویسان نباید خود را منحصر به یادگیری و کار در یک زبان خاص بکنند وی که بیش از 30 سال تجربه برنامه نویسی دارد 10 زبان را برای یادگیری برای برنامه نویسان همراه با دلیل توصیه می کند.
(آمار قسمت شغل های موجود برای یک زبان با توجه به آمار سایت Dice.com می باشد)

1- PHP
چیست؟ یک اینترپرتر کدباز , سرور ساید و کراس پلت فرم برای اسکریپت نویسی HTML
چرا باید آموخت؟ استفاده گسترده از آن , سرعت بالا با حافظه کش
تعداد مشاغل موجود: 1,152 شغل

2- #C
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی همه کاره و شی گرا که توسط مایکروسافت با استفاده از تکنولوژی NET. ابداع شد.
چرا باید آموخت؟ یکی از بخش های اصلی فریم ورک NET. است و یکی از ملزومات کار شماست اگر با مایکروسافت کار می کنید.
تعداد مشاغل موجود: 5,111

3- AJAX
چیست؟ از لحاظ فنی یک زبان برنامه نویسی نیست ولی با استفاده HTML , _Java SCript و XML صفحات وب پویا را خلق می کند.
چرا باید آموخت؟ از وقتی که گوگل AJAX را در Google MAP به خوبی و با موفقیت به کار برد تقاضا برای Ajax در صدر قرار گرفت. یادگیری AJAX ساده نیست ولی مایکروسافت اعلام کرده که ابزاری به نام Atlas را برای بکارگیری راحت تر AJAX ارائه خواهد داد.
تعداد مشاغل موجود: 1.106 شغل

4- _Java Script
چیست؟ یک زبان اسکریپت نویسی شی گرا است که در مرورگرهای وب به صورت کلاینت ساید اجرا می شود. این زبان دارای دستورات کوتاه است و کد نویسی با آن آسان و برای اجرای دستورات نیازی به کامپایل ندارد. (آن را با Java اشتباه نگیرید)
چرا باید آموخت؟ امروزه از آن در میلیون ها صفحه وب برای تعیین اعتبار فرم ها , ایجاد کوکی ها , تشخیص نوع مرورگر و بهبود طراحی صفحات استفاده می شود. به راحتی می توان آن را آموخت و به صورت گسترده از ان استفاده کرد.
تعداد مشاغل موجود: 4,406 شغل

5- Perl
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی و اینترپرتر کدباز , کراس پلتفرم , سرور ساید است که به طور گسترده برای پردازش متن از طریق برنامه های CGI استفاده می شود.
چرا باید آموخت؟ قدرت بالای آن در پردازش انبوهی از متون آن را بسیار محبوب کرده و باعث استفاده گسترده آن برای نوشتن برنامه های وب سرور در یک گستره بزرگ شده است.اگر با وب اپلیکیشن ها سر و کار دارید یادگیری برخی فرم های اسکریپ نویسی مانند Perl , PHP لازم است.
تعداد مشاغل موجود: 4,810 شغل

6- C
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی همه کاره استاندارد است . یکی از فراگیرترین زبان های برنامه نویسی می باشد و اساس و پایه بسیاری از زبان های دیگر مانند ++C می باشد
چرا باید آموخت؟ کسی که زبان C بلد است می تواند به راحتی زبان هایی مانند #C و JAVA را یاد بگیرد چون بسیاری دستورات مانند هم اند. همچنین بسیاری از دستورات C در زبان های اسکریپتی استفاده می شود.
تعداد مشاغل موجود: 6,168 شغل با در نظر گرفتن مشتقات

7- Ruby و Ruby on Rails
چیست؟ Ruby یک زبان برنامه نویسی کد باز , شی گرا و دینامیک است. Ruby on Rails یک فریم ورک کدباز است که برای وب اپلیکیشن ها توسط Ruby نوشته شده است که بدقت با معماری MVC دنبال می شود.
چرا باید آموخت؟ با توجه به سادگی و سودمندی این زبان در حال گسترش است . سادگی یادگیری آن نیز یکی دیگر از مزایای آن است.
تعداد مشاغل موجود: 210 و 54 شغل به ترتیب

8- Java
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی شی گرا که بوسیله جیمز گوسلینگ و همکارانش در شرکت سان میکروسیستم در اوایل دهه 1990 بوجود آمد.
چرا باید آموخت؟ بسیاری از برنامه نویسان آن را زبانی زیبا می نامند. Java مرکز زبان های غیر از NET. است. یادگیری زبان جاوا برای شما ضروری است اگر شما برای مایکروسافت کار نمی کنید.
تعداد مشاغل موجود: 14,408 شغل

9- Python
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی اینترپرتر دینامیک , شی گرا و کد باز است که به صورت اتوماتیک مدیریت حافظه را بر عهده می گیرد.
چرا باید آموخت؟ پایتون به صورت گسترده توسط گوگل به کار گرفته می شود.
تعداد مشاغل موجود: 811 شغل

10- VB.NET
چیست؟ یک زبان برنامه نویسی شی گراکه با تکنولوژی NET. مایکروسافت توسعه یافته است.
چرا باید آموخت؟ تقاضا برای یادگیری VB.NET نسبت به هر زبان دیگری بیش تر است .اکنون ر بیشتر پروژه ها با VB.NET انجام می شود.
تعداد مشاغل موجود: 2,090 شغل

دیدید بعضی مواقع یه سری مقاله ها یا اطلاعات به آدم حس خوبی میده ، یکی از همکاران که این مطلبو واسش خوندم از بس ذوق کرد این شکلی شد. دماغ

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/20 و ساعت 12 |
من تو وبلاگم یه کانتر از کسانی که به سایت اومدن دارم و موضوعاتی که از موتورهای جستجو سرچ شده رو بهم نشون میده با اینکه چند بار ریست شده اما این چند وقت به یه آمار بدون شرح رسید براتون میذارم:

رتبه عبارت تعداد
1 دخترشوکت

435

2 زهره دخترشوکت

155

3 فیلم دخترشوکت

39

4 فیلم زهره

27

5 زهرا امیر ابراهیمی

18

6 زهره امیر ابراهیمی

17

7 عکس دخترشوکت

14

8 فیلم زهره دخترشوکت

11

9 زهره ابراهیمی

8

10 زهرا امیر ابراهیم

8

11 زهرا ابراهیمی

6

12 دخترشوکت زهره

6

13 عکس زهره دخترشوکت

5

14 متن کامل تورات

5

15 زهره امیر

4

16 hack yahoo id

4

17 زهرا دخترشوکت

3

18 دخترشوکت فیلم

2

19 امیر ابراهیمی

2

20 عکس های دخترشوکت

2

21 اخرین خبر زهرا امیر ابراهیمی

2

22 فیلم زهره امیر ابراهیمی

2

23 فیلم امیر ابراهیمی

2

24 فیلم زهرا ابراهیمی

1

25 عکسهای زهرا ابراهیمی

1

26 عکس های زهرا امیر ابراهیمی

1

27 زهرا ابراهیم

1

28 زهره ابراهیم

1

29 مشاغل توصیه یافته جهان

1

30 اخرین خبر در مورد زهرا امیر ابراهیمی

1

31 دخترشوكت

1

32 hack yahoo blogfa

1

33 فیلم زهره

1

34 اخرین خبر از زهرا امیر ابراهیمی

1

35 عکس زهرا ابراهیمی

1

36 اخرین عکس های زهرا امیر ابراهیمی

1

37 عکسهای زهره دخترشوکت

1

38 امیر ابراهیم

1

39 زهرا امیر ابراهیمی اخرین خبر

1

40 عکس های زهرا ابراهیم

1

41 عکس زهرا امیر ابراهیمی

1

42 10 عکس زهرا ابراهیمی

1

43 عکس های زهره

1

44 زهرا ابراهیمی خوشگل

1

45 عکس العمل زهرا امیر ابراهیمی

1

46 عکس زهره امیر ابراهیمی

1

47 اخرین خبر در مرد زهرا امیر ابراهیمی

1

48 اخرین خبر زهره ابراهیمی تا به امروز

1

49 عکس زهره

1

50 عکسهای زهره ابراهیم پور

1

51 فیلم زهرا امیر ابراهیمی

1

52 /زهرا امیر ابراهیمی

1

53 سریع ترین هوا پیمای جهان

1

54 دخترشوکت | تکوشرتخد زهره

1

55 yahoo id hack

1

56 دخترشوکت[زهره]

1

57 شایعات اخیر در مورد فرزاد حسنی

1

58 فرزاد حسنی

1

59 عکس های زهره امیر ابراهیم

1

60 ایلیا منفرد زاده

1

61 اختراع کنندی برق

1

62 دخترشوکت زهرا

1

63 مجتبی درزی

1

64 عکس دخترشوکت زهره

1

65 خبر فوت زهرا امیر ابراهیمی

1

66 قیلم دخترشوکت

1

67 فیلم زهره امیر ابراهیمی برای گوشی

1

68 حافظ قرآن مهیار حسین پور قم

1

69 مکزیک آزتک

1

70 فقط پخش فیلم زهره دخترشوکت

1

71 زهره امیر ابراهیم

1

72 زهرا امیر ه

1

73 id yahoo hack

1

74 زهره باحال

1

75 خانواده زهره امیر ابراهیمی

1

76 ایلیا منفرد آقا جون

1

77 کلاس آموزش جودو

1

78 جاذبه زمین

1

79 hack.yahoo.id

1

80 id خوب

1

81 کورش علیانی

1

82 متن کامل انجیل

1

83 عکس سونوگرافی

1

84 متن کامل اوستا

1

85 www.glad.blogfa.

1

86 نیکبخت معدنچی

1

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/20 و ساعت 8 |
خیلی وقت بود یه مطلب طنز نذاشته بودم تا جرقه اش خورد منم هوایی شدم و گذاشتم:

فرض کنيد داريد توي خيابون رانندگي ميکنيد.يه دفعه چشمتون ميفته به يه ماشين خوشگل پرايد(البته همتون ميدونيد که پرايد 2 زار نمي ارزه اما چون معمولاً بهترين وسيله انتقال هلو هاي سطح شهر مي باشد بنا براين ما بش ميگيم ماشين خوشگل) خوب حالا يه کم اون قوه تخيل رو بيشتر به کار بندازيد و فکر کنيد که توي اون ماشين دو تا هلوي رسيده وآبدار نشستند و دارن غش غش مي گن و مي خندن!اگه يه کم ديگه هم فکر کنيد مي فهميد که در اون لحظه شما آرزو مکنيد که کاشکي يکي از اين هلو ها بغل شما باشه.باز هم فرض ميکنيم شما پشت فرمان يک پيکان سبز رنگ مدل 45 هستيد به آينه اش هم يک عدد CD آويزونه و پشت شيشه عقب هم نوشتند "لطفاً مرا بشوييد" خوب عکس العمل شما چيه در اون حالت؟ مسلمه ديگه به طرز عجيبي به شانس خودتون لعنت مي فرستيد، اما خوب نگران نباشيد من راهي بتون ياد ميدم که حتي با يه پيکان قراضه هم بتونين مخ جيگرترين دختراي تهران و يا ايران رو بزنيد.

 در مرحله اول چند تا نکته رو به خاطر بسپاريد:
 
1- اولاً هر جا که ديديد تعدادي دختر دارن از خنده غش و ضعف ميرن بدونيد که کارشون فقط براي تظاهر و جلب توجهه چون: بر عکس ما پسرا هيچ دختري نيست که براي يه دختر ديگه اونقد جذاب و شيرين سخن باشه که طرفشو به غش و ضعف بندازه .در ضمن ما پسرا چون خيلي شورشو در اورديم ديگه حتي همه چی رو مسخره ميکنيم و مي خنديم اما دخترا اين جوري نيستن و هيچ وقت هيچ دختري نتونسته يه دختر ديگه رو از ته دل بخندونه! آخرين دختري که تونست يه دختر ديگه رو بخندونه وقتي بود که پدربزرگ پدر پدر پدر جد من رفت واسه زنش هوو اورد و چون اين دو تا خيلي از هم بدشون ميومد وقتي که يکيشون مرد اون يکي از ته دل خنديد! پس نتيجه ميگيريم که خنده دخترا يعني اينکه خواهش ميکنم استدعا دارم يکي بياد مخ من رو بکوبه باش آبگوشت درست کنه!
 
2- وقتي که توي يه ماشين تنها دو تا دختر بودند مطمئن باشيد يکيشون پشت فرمونه چون اگر نباشه خوب ماشين راه نميفته ! خوب دخترا راننده هاي خوبي نيستند و موقع رانندگي 80 درصد حواسشون به رانندگيه که يه وقت اشتباه نکنن.(الان ميگيد پس 20 درصد بقيه کجاست؟ بايد عرض کنم که معمولاً دخترا فقط از 80 درصد حواسشون استفاده ميکنن و به عبارت ديگه همه حواسشون رو هم که جمع کنن ميشه 80 درصد و اون 20 درصد باقي مونده رو هم خدا بشون نداده تا بعداً راحت گول بخورن و عاشق شن و اين طوري نسل بشر منقرض نشه! وگر نه خدا وکيلي اگه يه دختر 100 درصد حواسش جمع باشه اونوقت کي مياد پیش من و تو!؟!؟!) خوب پس بايد حواستون رو متمرکز کنيد رو اون يکي دختره و روي مخ اون کار کنيد که نتيجه بهتري بگيريد.
 
3- تا يه ماشين ديديد که توش دو تا دختر هستند سريع نريد کنارش و بخوايد شماره بديد به دو دليل:الف:اين روش قديمي شده و در ضمن اگه هم دختري بود که شماره بگيره چون ماشين شما پيکان مدل جواديسمه پس از شما شماره نميگيرن! ب:ممکنه تصادف کنيد چون در اون حالت ماشين هاي ديگه اي هم هستند که همزمان با شما اون ماشين خوشگل رو ديدن و چون اونها هم به روش قديمي عمل ميکنن پس سريع ميخوان خودشونو برسونن بهش و اولين کسي باشن که شماره ميدن و از اونجايي که تجربه نشون داده وقتي يه پسر يه دختر خوشگل ميبينه ديگه مخش از کار ميفته پس اگر شما هم در اون زمان با ماشينتون اونجا باشيد پس احتمال تصادف زياده!
بنابراين و با توجه به دو مورد فوق نتيجه ميگيريم که وقتي يه ماشين با دو تا جيگر زنده ديديد بايد سريعاً از محل دور شيد و فاصله رو زياد کنيد
 
4- مهمترين اصل در زدن مخ يه دختر آرامشه.البته ميدونم که ضربان قلب چه بخواي و چه نخواي ميره رو 1000 اما بايد جوري رفتار کنيد که طرف نفهمه شما استرس داريد.حتي الامکان مي تونيد واسه اينکه نشون بديد چقدر آرامش داريد در حال حرکت در ماشين رو باز کنيد و بپريد بيرون و اين نشان دهنده اوج آرامش و ابله بودن شماست!
 
 
۵- هيچ وقت وقتي که يه ماشين خوشگل ديديد سعي نکنيد که عمليات محيرالعقول انجام بديد و چه ميدونم سرعتو زياد کنيد و لايي بکشيد واينا... چون واقعاً لايي کشيدن يک پيکان سبز رنگ از بين چند تا پژو و پرايد و ماکسيما صحنه چندان خوشايندي نيست و اولين فکري که در اين حالت به ذهن بيننده خطور ميکنه اينه که احتمالاً راننده پيکان از ده اومده!
 
۶- يه نکته خيلي خيلي مهم رو به خاطر بسپاريد و اون اينکه مطمئن شيد که اون دو نفري که توي ماشين پرايد نشستند و يکي از يکي خوشگل ترند مادر و فرزند نباشند .به هر حال امروزه با پيشرفت علوم و فنون بعضي وقتا مادره از دختره جوون تر ميشه پس حتماً حواستون جمع باشه!
 
۷- سعي کنيد وقتي يه ماشين خوشگل ديديد صداي ضبط ماشينو زياد نکنيد که کل خيابون برگردن ماشين شما رو نگاه کنند چون ديگه اينکه آدم آهنگ تکنو بذاره و صداشو زياد کنه واقعاً خز و خيل شده و در ضمن اين جوري ممکنه دافيه هم بپره به هر حال اونا دخترن ديگه مثل ما پسرا که نيستن، کارشون حساب و کتاب نداره...

خوب حالا که مراحل بالا رو با دقت بشون توجه کرديد ميرسيم به مرحله اصلي يعني زدن مخ اون خانوم خوشگلا با توجه به اينکه اونا پرايد يا 206 يا چه ميدونم يه ماشين درست و حسابي دارن و شما يه پيکان سبز رنگ و يا فوق فوقش يه پيکان بنفش متاليک که روي داشبوردش از اين سگا هست که کلشون تکون ميخوره!
به نظر شما اين کار شدنيه يا نه؟ اگر من بگم آره باور ميکنيد؟ درسته اين کار شدنيه اما خيلي سخته !!!
 
اصلا بابا جان ما توي زانتيا که ميشينيم به زحمت ميريم مخ يه دختره رو که عقب وانت نشسته ميزنيم اونوقت تو با يه پيکان سبز رنگ ميخواي مخ يه دختر جيگر بالا شهري رو بزني؟ برو بابا برو روتو کم کن!!
+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/18 و ساعت 15 |
معبود ِ خويش را بشناس و حق ِ او را نگه دار،
و هميشه با آموزش دادن و آموزش گرفتن باش،
و توجه بر طلب ِ علم را مقدم دار.

اهل ِ علم را به كثرت ِ علم امتحان مكن،
بلكه اعتبار ِ حال ِ ايشان به دوري از شر و فساد كن.

و از خدا چيزي مخواه كه نفع ِ آن منقطع (مقطعي) بـُوَد،
و يقين داشته باش كه همه ي مواهب از حضرت ِ اوست،

و از او نعمت هاي باقي (نعمتهايي كه مثل ِ انرژي پايستگي دارند!)،
و فوايدي كه از تو مفارقت(جدايي) نتواند كرد، التماس كن.

هميشه بيدار باش
كه شرور را اسباب بسيار است،

و آنچه نشايد كرد (شايسته نيست) به آرزو مخواه،
و بدان كه انتقام ِ خدا از بنده،
به سُخـط (خشم ِ بي رحمانه) و عـِتاب (بي حرمتي و سرزنش) نبـُوَد،
بلكه به تقويم (متحول كردن) و تأديب (ادب كردن از فرط ِ عشق) باشد.

بر تمناي ِ حيات ِ شايسته اقتصار مكن (اكتفا مكن)
تا موتي شايسته با آن مضاف نبـُوَد،
(حيات و مرگ را با هم در نظر بگير و تا مطمئن نشدي مرگي شايسته خواهي داشت به زندگي ِ آن مرگ اكتفا نكن)
و حيات و موت را شايسته مشمر،
مگر كه وسيله ي اكتساب ِ خير بوده باشد.

و بر آسايش و خواب اقدام مكن،
مگر بعد از آنكه محاسبه ي نفس در سه چيز را
به تقديم رسانيده باشي،

اول آنكه تأمل كني تا در آن روز هيچ خطا از تو واقع شده است يا نه،
دوم آنكه تأمل كني تا هيچ خير اكتساب كرده اي يا نه،
سوم آنكه هيچ عمل به تقصير فوت كرده اي (كوتاهي كرده اي در عمل به نداي درونت) يا نه.

و ياد كن كه چه بوده اي در اصل،
و چه خواهي شد بعد از مرگ،
و هيچكس را ايذا (رنجور) مكن،
كه كارهاي عالم در معرض ِ تغير و زوال است.
و بدبخت آن كس بُوَد كه از تذكر ِ عاقبت غافل بُوَد و از زَلـَت (لغزش) باز نـَه ايستد. (اين تعريف ِ بسيار علمي و دقيقي از معناي بدبخت است و فوق العاده اهميت دارد. پس بدبخت كسيست كه با وجوديكه به او تذكرات ِ مهمي داده مي شود، دست از تكرار ِ چيزي كه مي داند خطاست بر نمي دارد. جالب اين است كه كسي كه مي لغزد مي داند كه دارد مي لغزد.)

سرمايه ي خود را از چيزهايي كه از ذات ِ تو خارج بُوَد مساز.

و در فعل ِ خير با مستحقان، انتظار ِ سؤال مدار(منتظر نه ايست تا رنجوري از تو گدايي كند تا بعدش تو به او كمك كني)،
بلكه پيش از التماس افتتاح مكن. (قبل از اينكه التماس كند، شروع به كمك كن)

حكيم مشمار كسي را كه به لذتي از لذت هاي عالم شادمان بُوَد و يا از مصيبتي از مصائب ِ عالم جَزَع (ناله) كند و اندوهگين شود،
هميشه ياد ِ مرگ كن و به مردگان اعتبار گير.
(كسي كه به جايزه اي و مدالي تكيه مي كند و گرفتنش مغرور و شاد شده است و يا كسي كه مدالي را نگرفته و آه مي كشد و بر پشت ِ دست مي زند را دانا ندانيد. به مرگ نگاه كنيد كه به هيچ مدالي اهميت نمي دهد.)

خساست ِ مردم را از بسياري ِ سخن ِ بي فايده ي او،
و از اخباري كه كند به چيزي كه از آن مسؤول نبُوَد (مي گويد اين مشكل ِ شماست و مشكل ِ شما به او ربطي نيست)، بشناس. (اين نشانه هاي دقيقي از يك خسيس است.)
و بدان كه كسي كه در شر ِ غير از خود انديشه كند،
(كسي كه به فكر ِ ضرر رساندن به ديگريست، مثل ِ دانشجويي كه جواب ِ مسأله اي را مي داند اما به دانشجوي ديگري كه همان را ازو سؤال مي كند نمي گويد يا كاسبي كه مي خواهد كسي را ورشكست كند)
نفس ِ او قبول ِ شر كرده باشد و مذهب ِ او بر شر مشتمل شده. (يعني چنين كسي خيال مي كند كه زرنگ است ولي او در واقع ريسك ِ بزرگي كرده و شر را باور كرده است و آنرا در اعماق ِ وجودش راه داده. چنين كسي راهي كه در زندگي طي مي كند پر از شر خواهد بود زيرا راه ِ زندگي ِ ما پژواك ِ نيات ِ قلبي ِ ماست.)

بارها انديشه كن،
سپس در قول آر(حرف بزن)،
سپس در فعل آر (عمل كن) كه احوال گردان است(اين سه مرحله ي تصميم گيري است و اهميت ِ زيادي دارد.)،
و دوستدار ِ همه كس باش،
و زودخشم مباش كه غضب به عادت ِ تو گردد.

هر كه امروز به تو محتاج بُوَد،
اَزالت ِ (برطرف كردن ِ) حاجت ِ او را به فردا ميفكن،
كه تو چه داني فردا چه حادث شود.
كسي كه به چيزي گرفتار شود را معاونت (ياري) كن،
مگر آن كس را كه به عمل ِ بد ِ خود گرفتار باشد.

تا سخن ِ متخاصمان مفهوم ِ تو نگردد،
به حكم ِ ايشان مبادرت منما.
حكيم (دانا، آگاه) به قول ِ تنها مباش، بلكه به قول و عمل باش،
كه حكمت ِ قولي در اين جهان بماند،
و حكمت ِ عملي بدان جهان رسد و آنجا بماند.

اگر در نيكوكاري رنجي بري، رنج بنمايد (پاك شود) و فعل ِ نيك بماند،
و اگر از بدي لذتي يابي، لذت بنمايد و فعل ِ بد بماند،
از آن روز ياد كن كه تو را آواز دهند و تو از آلت ِ استماع (شنيدن) و نطق (گفتن) محروم باشي،
نه شنوي و نه گويي، و نه ياد تواني كرد.
و يقين دان كه متوجه به مكاني خواهي شد كه:
آنجا نه دوست را شناسي و نه دشمن را.
پس اينجا كسي را به نقصان منسوب مگردان.
و حقيقت شناس كه جايي خواهي رسيد (مقامي در جهان هست كه مي تواني به آن برسي) كه خداوندگار و بنده آنجا متساوي باشند
پس اينجا تكبر مكن.

هميشه زاد (توشه) ساخته دار(يعني جوري زندگي كن كه تعداد ِ زيادي كار ِ عقب افتاده براي فردا نداشته باشي. هميشه كارهايت را طبق ِ برنامه ي منظم و به موقع انجام بده و نگذار تل انبار شوند)،
كه چه داني كه رحيل (بانگ ِ هجرت به دنياي بعدي) كي خواهد بود،
و بدان كه از عطاياي خداي بزرگ هيچ چيز بهتر از حكمت(دانايي) نبُوَد،
و حكيم (آدم ِ دانا) كسي بُوَد كه فكر و قول و عمل ِ او (همان يه مرحله ي تصميم گيري و اقدام ِ آن) متساوي و متشابه باشد. (اين تعريف دقيقي از حكيم است.)

مكافات كن (تلافي كن) به نيكي و در گذر از بدي،

ياد گير،
و حفظ كن،
و فهم كن، هر وقتي، كار ِ خويش را،
و انديشه كن به حال ِ خود،
و از هيچ كاري از كارهاي بزرگ ِ اين عالم، مترس،
و در هيچ وقت سستي و تأني (اين پا آن پا كردن) نكن،

و از خيرات تجاوز جايز مشمار،
و هيچ خطايي را در اكتساب ِ درستي، سرمايه مساز،(با كارهاي بد به سمت ِ انجام ِ كارهاي خوب مرو)
و از امر ِ افضل به جهت ِ سروري ِ زايل(موقت)، اعراض مكن،(بخاطر ِ اينكه مدتي قدرت در دستت است سعي نكن كارهاي خوب را كنار بگذاري)
كه از سروري دائم اعراض كرده باشي.

حكمت (دانايي) دوست دار و سخن ِ حكما بشنو، (پيامبر فرمود: از دانايان بپرس، با حكماي دانا رفت و آمد داشته باش و همنشين ِ بزرگان باش. سائل العلما، خالط الحكما و جالس الكبرا)
و هواي دنيا (پست تر از خودت) از خود دور كن
و از آداب ِ ستوده امتناع مكن،

در به هيچ كار، پيش از وقت ِ آن كار مپيوند،
و چون به كاري مشغول باشي، از روي فهم و بصيرت به آن مشغول باش.

به توانگري، متكبر و معجب مشو،
و از مصائب، شكستگي و خواري به خود راه مده،
با دوست معامله چنان كن كه به حاكم محتاج نشوي،
و با دشمن معامله چنان كن كه در حكومت ظفر تو را بود.

با هيچ كس سفاهت (بي خردي و شوخي ِ پست) مكن
و تواضع با همه كس به كار دار
و هيچ متواضع را حقير مشمار.
در آنچه خود را معذور داري، برادر ِ خود را ملامت مكن.

به بطالت شادمان مباش،
و بر بخت اعتماد مكن،
و از فعل ِ نيك پشيمان مشو،
با هيچ كس مزاح (بذله گويي و مسخره گي) مكن
هميشه بر ملامت ِ سيرت ِ عدل (سرزنش ِ راهي كه درست است) و استقامت و التزام ِ خيرات (پايداري و مجبور كردن ِ خود در كمك كردن) مواظبت كن،
تا نيكبخت گردي. (اين كارها باغث مي شود كه كسي بدبخت و علاوه بر آن خوشبخت شود. )

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/18 و ساعت 15 |
پریشب حدود ساعت ۱۰.۳۰ رضا زنگ زد که مهیار پاشو بریم خونه هومن اینا ،مام تا بپوشیم و راه بیفتیم ساعت شد ۱۱،بعد هم راه افتادیم سمت تهرانپارس سیتی و ضمنا ماشالله آقای لاغر وسط راه یه ساندویچ آوا البته گرم و مخلفاتش رو مثل آب خوردن خورد تازه یه ذره گشنش بود !!!! بعد از رسیدن به درب منزل و همراه شدن بانوی محترمه به جانب هومن روانه گشتیم ،نگفتنش خیلی بده هوا خیلی خیلی با حال وبارونی بود آدم حس میکرد شماله خلاصه رفتیم بالا هومن وخانومش و داییشون خونه بودند بعد تعارفات معمول دایی هومن یه فیلم آوردند به نام لیتل من واییییییییییییی چه با حال بود قضیه اینجوری شروع شد که یه آقای ۴۰ ساله ۵۰ سانتی دزد تشریف داشتند ، بعد دزدیدن یه الماس گرانبها پلیس تعقیبشون میکنه اونا هم الماسو میندازن تو کیف یه خانوم بعد اینکه آبها از آسیاب میفته خانوم و آقای حامل الماس رو تعقیب میکنن و به خونشون میرسن خلاصه کلی راه در نظر میگیرن که الماس رو به چنگ بیارن اما بهترین مسیر رو تو این میبینن که آقا دزده قد کوتاه نقش نی نی سر راهی رو بازی کنه و.......

اگه تونستین حتما ببینین من که از بس خندیدیم ولو شدم. راستی فیلم م مثل مادر رو میخوام برم ببینم اما منتظرم شنبه بشه چون نصف قیمته منم طبق معمول پول ندارم

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/18 و ساعت 11 |
بانوی من، بانوی ما                                  

                                                                                    

بانوی آفتاب و آب !

در اوج قله های رفیع حیا ایستاده ای

 و در انتهای جاده ی سبز ایمان  رو به آسمان راه گشوده ای

و تا بالاترین نقطه ی ابر ،عفاف را  برده ای

 وچه سبز و نورانی است این  وسعت عبور تا عرش!

بانوی مکه و مدینه

بانوی فرات و علقمه

                                                       بانوی شهر خدا

                                              بانوی تمامی آبها ی پاک

                                      وزلال نهرها

                                                                  بانوی نان و نمک

                                          بانوی ناله های دستا س

                              وسنگینی

                   مشک آب

بانوی فد ک

بانوی مظلومیت حیا،بانوی التجاها و ناله ها

با نوی نینوا،بانوی صبر دل پریشان زینبی،

بانوی جگر سوخته ی مجتبی

بانوی از مهر مادر جدا، بانوی هجرت و گریه های بی صدا

بانوی چشمهای غمزده در وداع نور دیدگان

بانوی داغدارترین مرد خدا!مردی که بی تو تا انتهای عمر ماند در انتظار مرگ

بانوی رهنما دردانه و عزیز

              خدا                                                            

بانوی مهر، بانوی ماه، بانوی تمامی خلقت خدا

بانوی پهلوی شکسته و در سوخته                                  

بانوی من بانوی ما

یا فاطمه الزهرا

اینو از وبلاگ بحریست بحر عشق گرفتم

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/17 و ساعت 7 |
آن عارف واصل،آن شفیع کامل،آن دارنده خودکار هدیه از بانو،آن کننده میدان کیک بوکسینگ چون جنگ،آن معمار هرگونه بنز،آن نویسنده شکوایه به هر گونه دادگاه،آن گیرنده لپ تاپ در دست،آن ساکن در کوچه بن بست،آن تحلیل گر شاخص بورس،آن کننده سهام داران را بوس،آن دارنده هزار آی دی،آن دارنده آکواریوم، آن عاشق ماهی و کارتون، آن وق زننده به ماهی کت فیش، آن دارنده موتوتایگر ،سیدنا و مولانا رضاصلاحی.
در منقبت شیخنا همی آوردندی که مولانا آن دم که آنلاین شدی جز با رفتن برق خروج می نکردی که گفته اند روزی از روزهای سعد که قران راس و مشتری بود و ساعت نیکو،شیخ ما بیست و پنج ساعت تمام آنلاین بودی و فی الحال آفتاب فردا هنوز بر نیامدی که ابن ابالعوجا در کتاب آورده است که روزان و شبان جمله با هم از بیست و چهار ساعت بیرون نبودی!
باری ، گویند که شیخنا دوش به فشم رفتندی به همراه مریدان و پیش قراولان چون بر پشت پراید وارد شدی،جمله اوقات پریشان بودی و حال نیک از مریدان بر گرفتی به تادیب.گروهی از مریدان که حال بر این منوال دیدندی،حلقه شورا بر نهادی که چیست سبب این راندن به قصد؟ هر چه کاویدی،کمتر یافتی و آخرالامر سوال بر مولانا عرضه کردی که یا سید الدرایور فی العالم، یا سبب پریشانی بازگوی یا رخصت هلاک دها،که این طریقت را بیش از این طاقت نبودی و یاران را خزان در بهار آوردی.
شیخنا چون این احوال بر شنیدی لختی سر به جیب مراقبت فرو بردی و نیک بر مریدان نظاره کردی و فرمودی : در بلاد فرنگ،آنجا که نه نور طریقت باشد و مکان غروب حقیقت،ماشین دودی ای آمده بنز نام. که به آن گاز می دهندو ویراژ می دهند و خوش باشند و همه این احوال حادث کنندی درایور.ما نیز خواهیم که چنین کنیم!و از آن سبقت گرفتندی ، به نا گاه شیخ برآشفت وبا تمام توان بر روی گاز نشست و ماشینش پراید نام با تمام توان شیون کردندی و به جانب بنز روانه گردندی و و ماشین دودی با دود از لواستیک غرش میکردندی.
پس مریدان شوریده گشتند و گفتند یا مایکلا احسنت . مر شیخ را.شیخ نیز جبه بر گرفتی و دوگانه ای بگذاشتی و به آن حال و هوای عرفانی دست در کار کردی.
آورده اند که شیخنا سه طلوع را سپری کردی و در آن حال هیچ نطع و قاروره نپذیرفتی و چون بانگ نیمروز چهارم بر آمدی بانگ زدی مریدان را که یا تلامیذ، فیات آن رخسار از فرنگ آمده او توانست هر گونه ماشین دودی ای را سوسک نماید خفن !!!!.مریدان به بشارت شیخ گرد آمدند و بر فیات نگریستند به تایید.

شیخنا به شکرانه این عمل عظیم و این فسون کریم نیت فرمودی که هر شب تا قبل از طلوع فلق شیر بسیتنی نسکافهیا همان کافه گلاسه فرنگ بر یاران و درویشان در حلقه عرضه فرمودی.گویند که شیخ چون از جای برخاستی مریدان و یاران و عارفان نزدیک جملگی بر ۴ سو افتادندی شکم روان .پس چون برخاستی لختی اندیشیدی و مر مریدان را به نصیحت فرمودی که: هر که در این سرا در آید کافه گلاسه اش دهید و از ایمانش مپرسید!
مریدان این بشنیدندی و نعره ها بزدندی و بسیار گریستندی و وقت خوش گشت

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/14 و ساعت 8 |
شایعات وحشتناک زهرا امیر ابراهیمی یا زهره امیر ابراهیمی یا دخترشوکت به طرز وحشتناکی همه جا پخش شده با فرض اینکه این فیلم پورنو یا همون سکسی متعلق به این خانم باشه اصلا پخش کردنش صحیح نیست ،من الان که دارم این مطلبو مینویسم نسبت به خودم احساس بدی دارم چون من هم به این شایعه دامن میزنم ،ولی نمی تونم ببینم متاسفانه مردم ما کوچکترین مسائل اخلاقی رو نسبت به هم رعایت نمی کنن ... یاستارالعیوب

دیروز دربی ۶۱ انجام شد و استقلال از لنگ ۲-۱ شکست خورد سوای اینکه در کل این بازی هیچ چیز ارزنده ای ندیدم اما بعد بازی هزار بار علاقه ام به علی انصاریان بیشتر شد. با اینکه از لحاظ علاقه به نوع بازی، نیکی خیلی عالی بازی میکنه اما این پسر (انصاریان) بینهایت مودبه هر کجا هست خدایا به سلامت دارش،گویا امسال قراره لنگ قهرمان شه امیدوارم از لحاظ خط حمله خودشو تقویت کنه و با مربی خوبی که داره به قهرمانی برسه.

اونایی که پستهای قبلی منو خوندن میدونن من خیلی از کاریکاتورهای هادی حیدری خوشم می آد اینو ببینین واسه احمدی نژاد خوب تیکه اییه.

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/13 و ساعت 11 |
بيست و نهم اكتبر روز جهاني كوروش (سايرس دي) نام گذاري شده است كه از دير باز پارسيان، يهوديان، دوستداران حقوق بشر و هواداران اداره جهان به صورت ملل مشترك المنافع آن را گرامي مي دارند و رعايت مي كنند.
     اين روز به مناسبت تكميل تصرف امپراتوري بابل به دست ارتش ايران (اكتبر سال 539 پيش از ميلاد) و پايان دوران ستمگري در دنياي باستان برقرار شده است . 2544 سال پيش در همين ماه اعلاميه تاريخي كوروش بزرگ در زمينه حقوق افراد و ملل انتشار يافته بود كه نخستين سنگ بناي يك دولت مشترك المنافع جهاني و هر سازمان بين المللي بشمار مي آيد.
+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/07 و ساعت 18 |
اآآآآ بیا بالا بپپر بابا خر تو خر همه سوار شن ...

دیدی توروخدا این الف نون چه راحت یهویی اعلام کرد ۳ روز تعطیل البته این خبر به حدی تکان دهنده بود که همه حتی خود من اولش کلی ذوق کردم لااقل واسه امضای مرخصی پیش مهدی حسینی نرفتم . هر چند میدونم وقتی بخونه زیر لب کلی فحشم میده اما خوب دیگه

بعدشم بابروبکس قاسم و جمال راه افتادیم سمت کجا آ باریکللا شمال ،برخلاف انتظار جاده خیلی خلوت بود ۲ساعت بعد افطار رسیدیم گدوک جاتون خالی یه آش ردیف خوردیم و راه افتادیم ،خلاصه ۲ساعت بعد رسیدیم جا همتون خالی هوا خیلی جیگر بود کلی چسبید ،صبح عید هم رفتیم نماز عید رو با آقای عموزادی خوندیم بعد هم یورش به سمت بهشت زهرا بعد هم دریا ،اولش خلوت بود بعد یواش یواش بر تعداد مراجعین افزوده شد. که با تاریکی هوا خیلی عرفان قضیه بیشتر شد و ما ترجیح دادیم برگردیم.

چهارشنبه هم زدیم سمت عباس اباد اگه با اولم بود که می اومدم اینجا شک می کردم که خوابم یا بیدار بینهایت زیبا بود ، جا تون خالی یه آتیش سرخپوستی درست کردیم بعدشم ناهار و زدیم ،بعدشم رفتیم پاسن رز خودمونیما عجب با خال شده الان هر چی بگم نمی تونم توضیح بدم.

پنج شنبه با کلی ارزل واوباش : ا.ل ، م.ک ، صحرا ، م.ی ، ز.ک و خانواده های محترمه رفتیم سد سلیمان تنگه ،صحنه های بی نظیری از جلو چشمام رد می شد همش تو بر زیبایی طبیعت بودم واقعا آدمو میخکوب میکنه.

جمعه دیگه برگشتم بدون شک چون نمی تونم هیچ توضیحی بدم یکی از بهترین روزهای عمرم بود ...

بعد دیدم بیکارم حوصله ناهار درست کردنم ندارم ناهار رو رفتیم بیرون عصر هم با لام دال رفتیم خرید یه پولیور و یه جین خریدم که ای همچین یوخده خوشگلن البته قابل شما رو نداره

+ نوشته شده توسط مهیار در 85/08/06 و ساعت 13 |