|
دیروز سپندارمذگان بود و من هم شدیدا مشغو ل به کارم بودم. حالا ایشالله سرفرصت می آم.
+ نوشته شده توسط مهیار در 85/11/30 و ساعت
8 |
هرکجاهستم، باشم به درک !
من که باید بروم !پنجره، فکر، هوا، عشق، زمین، مال خودت! من نمی دانم نان خشکی چه کم از مجری سیما دارد ! تیپ را بایدزد! جور دیگر اما ... کار راباید جست. کار باید خودپول .کار باید کم و راحت باشد! فک و فامیل که هیچ ... با همه مردم شهر پی کار باید رفت! بهترین چیز اتاقی است که از دسته چک و پول پراست! پول را زیر پل و مرکز شهر باید جست! سیدخندان یه نفر! سوئیچم کو ؟ چه کسی بود صدا کرد زورو. + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/24 و ساعت
9 |
چند سال پیش توی یه برنامه زنده شبکه تهران (فکر کنم شبهای تهران بود) احمدزاده بعد از اینکه یکی مسابقه رو برد گفت: هدیه ای به رسم امانت به شما میدیم! یکی دو هفته پیش این پسره (امیرمحمد) به عمو پورنگ گفته بذار یه ماچ از لبات بگیرم و پورنگ هم سرخابی شده! توی اخبار سراسری بود که آقای بابان همراه همکار خانومش میخواست خداحافظی کنه گفت: به همراه خانمم از شما خداحافظی می کنم! برنامهی صبح ایرانی رادیو سراسری که از ساعت ۶ و خورده ای صبح شروع میشه یک مجری خانم داره به اسم قلع ریز یا مشابه اون که یه روز، گفتند: یک خبر جالب میخوام براتون بخونم، تو اینترنت میگشتم (!) این خبر رو دیدم که نوشته یک پیرمرد به مدت ۵۰ سال بالای درخت زندگی کرده و بعد فرمودند که: شوخی نیست، طرف ۵ قرن بالای درخت بوده! یه تبلیغی جدیدا تو تلویزیون نشون میده که ظاهرا مال یک شرکت آموزش کنکور به اسم " تست قرمز " هست ... خلاصه یه پسره رو نشون میده که کتابای اینا رو می خونه بعد میره سر جلسه با خیال راحت تست میزنه ...فقط یه نکته ای هست ... این پسره سر جلسه کنکور فقط یه پاسخ نامه دستشه ... هیچ پرسش نامه ای وجود نداره ...! یکی از برنامه های زنده شبانه چند سال قبل بود که تو شبکه تهران پخش می شد و احمدزاده و حسینی مجریاش بودن. خسرو شایگان (دوبلور) تلفنی باهاشون تماس گرفته بود و اینا هم گیر داده بودن که یه آهنگی رو که معمولا زمزمه میکنی بخون. هرچی این بنده خدا می گفت الآن چیزی یادم نیست ول کن نبودن که یه دفعه شروع کرد به خوندن : مرا ببوس ...! مرا ببوس ... اون دو تا هم که دستپاچه شده بودن فورا گفتن به به چه صدای خوبی! حالا میرسیم سر سوال بعد و هر جور بود نذاشتن بقیشو بخونه. یه بارم تو برنامه کودک (حالا همه فکر میکنن من برنامه کودک می بینم) عمو پورنگ اجرا می کرده مسابقه تلفنی بوده یه دختره زنگ زده بوده ، پورنگ بهش میگه بابا خونه هست باهاش صحبت کنم میگه هست ولی حمومه ، میگه مامان چه طور ؟ میگه مامانمم حمومه !!! یه بار گوینده اخبار ساعت ۲ میخواست بگه وفات پدر آقای احمدی نژاد گفت: شهادت پدر آقای احمدی نژاد که سریع درست کرد. ولی معلوم بود اعصابش خرد شده و چند تا اشتباه دیگه هم کرد. يه خاطره ديگه از عمو پورنگ همین 5 شنبه بازی پرسپولیس - ابومسلم بود بین دو نیمه زنگ زدن به فنایی برای مسایل داوری و اینا فنایی گفت : قبل از هر چیز اجازه بدین فرارسیدن ماه محرم رو خدمت شما و بینندگان تبریک عرض کنم !! مجموعه عکس تمام کارتونهای دوران کودکی که یاد همشون به خیر + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/21 و ساعت
12 |
حقیقت دارد تو را دوست دارم در این باران می خواستم تو در انتهای خیابان نشسته باشی من عبور کنم سلام کنم لبخند تو را در باران می خواستم می خواهم تمام لغاتی را که می دانم برای تو به دریا بریزم دوباره متولد شوم دنیا را ببینم رنگ کاج را ندانم نامم را فراموش کنم دوباره در اینه نگاه کنم ندانم پیراهن دارم کلمات دیروز را امروز نگویم خانه را برای تو آماده کنم برای تو یک چمدان بخرم تو معنی سفر را از من بپرسی لغات تازه را از دریا صید کنم لغات را شستشو دهم آنقدر بمیرم تا زنده شوم . صدای هر جور حیوونی که دوست دارین بشنوین + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/18 و ساعت
15 |
بازهم ازخدا بپرس رنگ تنهایی باران را
وبگو این چنین نرم و بلند چیست که میبارد تا که رعدی آید و تو آرام در لاک فکرت بروی چیست آنکه آرام و خروشان روشن و تاریک در بر ماست. این روزا که هم اواخر سال و هم محرم فکر میکنم دارم به آخر دنیا میرسم ،حس چند متری قله کوه که نمی دونم اونورش چه خبره . گاهی اوقات وقتی یه چیز توجهم رو جلب میکنه بعد اتمام این فرایند به این فکر میکنم که علتش چی بوده؟ ان روزا بد جوری رفتم تو نخ پرنده ها یکی منو دریابه ..... مشخصات چه کشوري است 20ميليون فقير، 7 ميليون بيكار، 4 ميليون معتاد، 300 هزار زن تن فروش ؛ 14 ميليون بيمار روانى ، 600 هزار كودك كارگر ،يك و نيم ميليون محروم از تحصيل،8 ميليون بيسواد، 180 هزار نابغه فرارى با 30 تريليون و400 ميليارد تومان خسارت ناشى از فرارمغز ها، 450 هزار تصادف در سال، 40 هزار بيمار ايدزي، سن بزهکاري زير 10 سال، کف سني فحشا 14 سال ... از شوکران "دل بی دوست درخت بی ثمر است." «حضرت علی (ع)»
"نخستین انسانی که به جای پرتاب سنگ، فحش داد، آغازگر تمدن بشری بوده است." «Sigmund Freu»
"اگر کودکی مان را روی زمین نگذرانده بودیم، هرگز نمی توانستیم زمین را دوست بداریم." «George Eliot»
"زندگی خیلی ساده است ، ولی ما اصرار داریم که آنرا دشوار سازیم." «کنفوسیوس»
"در واقع ما هرگز بزرگ نمی شویم ، فقط یاد می گیریم که در اجتماع چگونه رفتار کنیم". «Bryan White»
"کار کنيد تا همه غصهها و پريشانيهای خود را فراموش کنيد." «گاليله»
"بهترين کارها سه کار است :
تواضع بهنگام دولت، عفو هنگام قدرت و بخشش بدون منت." «رسولاکرم(ص)»
"هر کودکی هنرمند است. مشکل این است که چطور وقتی بزرگ می شویم هنرمند بمانیم ." «Pablo Picasso»
"ميانهروی در خرج يک نيمه معيشت است ، دوستی با مردم يک نيمه عقل و خوب پرسيدن يک نيمه دانش." «رسولاکرم(ص)»
"انسان نباید از مرگ بترسد. چیزی که انسان باید از آن بترسد، هرگز شروع نکردن زندگی است." «Marcus Aurelius»
"بر هر چه همی لرزی میدان که همان ارزی
زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد." «مولوی»
"خلاقیت یعنی اینکه به خودت این اجازه را بدهی تا اشتباه کنی. هنر یعنی دانستن اینکه کدام اشتباه را نگه داری ." «Scott Adams»
"هيچ وقت با يه آدم احمق دهن به دهن نشو. چون كساني كه از بيرون نظارهگر اين دعوا هستند، احمقتر از اوني هستند كه بتونن تشخيص بدن حق با توئه يا اون." «ناشناس»
"نمیتوانيم کاری کنيم که مرغان غم بالای سر ما پرواز نکنند اما میتوانيم نگذاريم که روی سر ما آشيانه بسازند." «ضربالمثل چينی»
"حتی ميمونها نيز گاهی از درخت میافتند." «ضربالمثلژاپنی»
"دو چيز انتها ندارد. حماقت انسانها و پهنهی کهکشنها. که البته در مورد کهکشانها مطمئن نيستم!" «آلبرت انشتين» + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/14 و ساعت
8 |
به علت فوت مادر بزرگم چند مدتی نبودم.
وهنوز هم باورم نمیشه کسی که واسه عیدها تو خونه اش واسه دور هم جمع شدنش سر ودست میشکندیم دیگه نیست. + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/11 و ساعت
8 |
به حق روز عاشورا جدای از رویدادهای عرفانی و عاشقانه بین بنده و پروردگار که به جرات از صالحان و عزیزان درگاه الهی است یک تراژدی عظیم وتاثیر گذار در نسلهای متمادی است.
استغاثه امام حسین(ع) چون امام عليهالسلام بدنهاى پاك و پاره پاره يارانش را ديد كه بر روى خاك كربلا افتاده است و ديگر كسى نمانده است كه از او حمايت كند و نيز بيتابى اهلبيت را مشاهده فرمود، در برابر سپاه كوفه ايستاد و فرياد برآورد كه: هل من ذابٌٍ يذُبُّ عن حرم رسول الله؟ هل من موحٌدٍ يخاف اللّهِ فينا؟ هل من مغيث يرجو اللّه فى اغاثتنا؟ هل من معين يرجو ما عندالله فى اغاثتنا؟ آيا كسى هست كه از حرم رسول خدا دفاع كند؟ و آيا خداپرستى در ميان شما وجود دارد كه درباره ظلمى كه بر ما رفته است از خدا بترسد؟ و يا كسى هست كه به فريادرسى ما به خدا دل بسته باشد؟ و يا كسى هست كه در كمك كردن به ما چشم اميد به اجر و ثواب الهى دوخته باشد؟ زنان حرم وقتى كه اين را از امام عليهالسلام شنيدند صداى آنها به گريه بلند شد. و امام سجاد عليهالسلام چون استغانه پدر را شنيد، از خيمه بيرون آمد و او آنچنان بيمار بود كه نمىتوانست شمشير خود را حمل كند، و با اين ضعف مفرط به سوى ميدان حركت كرد در حالى كه امكلثوم از پشت سر او را صدا مىزد كه: اى فرزند برادرم! بازگرد، و آن حضرت مىگفت: اى عمه! مرا بگذار كه در برابر پسر رسول خدا مبارزه كنم. امام حسين عليهالسلام فرمود: اى خواهر! او را نگاه دار كه زمين خالى از نسل آل محمد نشود. اين استغانه امام عليهالسلام در دل دشمن اثرى نگذاشت، از همين رو امام عليهالسلام مقابل اجساد مطهر يارانش آمد و فرمود: يا حبيب بن مظاهر! و يا زهير بن القين! و يا مسلم بن عوسجه! و يا ابطال الصفأ! و يا فرسان الهيجأ! مالى اُناديكم فلا تسمعون؟! و اَدعوكم فلا تُجيبون؟! و انتم نيام ارجوكم تنتبهون، فهذه نسأ ال الرسول فقد علاهُنَّ من بعدكم النحول، فقوموا عن نومتكم ايّها الكرام و ادفعوا عن آل الرسول الصغاة اللئام. اى حبيب بن مظاهر! و اى زهير بن قين! و اى مسلم بن عوسجه! اى دليران و اى پا در ركابان روز كارزار! چرا شما را ندا مىكنم ولى كلام مرا نمىشنويد؟! و شما را فرا مىخوانم ولى مرا اجابت نمىكنيد؟! شما خفته و من اميد دارم كه سر از خواب شيرين برداريد كه اينان پردگيان آل رسولند كه بعد از شما ياورى ندارند، از خواب برخيزيد اى كريمان و در برابر اين عصيان و طغيان از آل رسول دفاع كنيد. در بعضى از روايات آمده است كه آن بدنهاى پاك به حركت در آمدند تا به نداى امام مظلوم خود لبيك گفته باشند و به زبان حال و يا به لسان قال مىگفتند: «ما براى اجراى فرامين تو حاضريم و در انتظار مقدم مبارك تو هستيم.» وداع امام علیه السلام در اين هنگام امام عيله السلام براى وداع به سوى خيام آمد و فرمود: «يا سكينه! يا فاطمه! يا زينب ! يا امكلثوم! عليكنّ منّى السّلام!» سكينه فرياد بر آورد: اى پدر! آيا تن به مرگ دادهاى؟! امام عليهالسلام فرمود: چگونه چنين نباشد كسى كه نه كمك كنندهاى دارد و نه ياورى؟ سكينه گفت: اى پدر! ما را به حرم جدمان بازگردان! امام عليهالسلام فرمود: اگر مرغ قطا را رها مىكردند مىخوابيد. * خانمهاى حرم با شنيدن سخنان امام به زارى و شيون پرداختند، امام عليهالسلام آنها را آرام فرمود و روى به ام اكلثوم نمود و گفت: اى خواهر! تو را وصيت مىكنم كه خوددار باشى! آنگاه سكينه فريادكنان به سوى امام آمد، و آن حضرت سكينه را بسيار دوست مىداشت، او را به سينه چسبانيد و اشك او را پاك كرد و گفت: سيطول بعدى يا سكينه فاعلمى منك البكأ اذا الحمام دهانى لا تحرقى قلبى بدمعك حسرًْ مادام منّى الروح فى جثمانى فاذا قلت فانت اولى بالّذى تأتيننى يا خيرة النّسوان. آخرین وداع سپس امام عليهالسلام براى بار دوم به خيام آمد و با اهلبيت خود وداع فرمود و آنان را به صبر و شكيبايى فراخواند و به ثواب و اجر الهى وعده داد و فرمان داد كه لباسهاى خود را پوشيده و آماده بلا شوند و به آنان فرمود: خود را براى سختيها مهيا كنيد و بدانيد كه خداى تعالى حافظ و حامى شماست و به زودى شما را از شر دشمنان نجات خواهد داد، و عاقبت امر شما را ختم به خير خواهد نمود و دشمنان شما را به انواع گرفتار خواهد ساخت و در عوض رنجها و سختيهايى كه مىكشيد شما را از انواع نعمتها و كرامتها برخوردار خواهد كرد، پس شكوه مكنيد و سخنى نگوئيد كه از قدر و ارزش شما بكاهد. آنگاه فرمود: لباسى را براى من آريد كه كسى در آن طمع نكند تا آن را زير لباسهايم بپوشم كه از بدنم بيرون نياورند، پس لباس كوتاهى را براى او آوردند، آن حضرت فرمود: نه، اين لباس اهل ذلت است؛ آنگاه لباس كهنهاى را گرفته و آن را پاره نمود و در بر كرد.. پس آن را چاك زده و پوشيد، و چنين كرد كه آن را بيرون نياورند. و چون خواست به طرف ميدان رود التفاتى به سوى دخترش كه از زنان جدا گشته و در گوشهاى مىگريست و ندبه مىكرد، نمود، امام عليهالسلام نزد او آمد و او را تسلى داد و اين زبان حال اوست: هذا الوداع عزيزتى و الملتقى يوم القيامة عند حوض الكوثر فدعى البكأ و للارسار تهيئى و استشعرى الصبر الجميل و بادرى و اذا رايتينى على وجه الثرى دامى الوريد مبضعاً فتصرى. *. اين مثل را در جائى به كار مىبرند كه كسى مجبور بر انجام امرى شود كه آن را مكروه بدارد. + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/04 و ساعت
9 |
اولین نقشه جغرافیایی میزان شادی و ناراحتی مردم دنیا منتشر شد. بخش توسعه انسانی سازمان ملل متحد، با انتشار نقشه ای ادعا کرده است که با نشان دادن کشورهای دنیا با شش رنگ، آنها را به سه گروه اصلی خوشحال، معمولی و ناراحت و عصبی تقسیم کرده است. در این تقسیم بندی مردم ایران به عنوان افرادی معمولی متمایل به خوشحال معرفی شده اند و مردم قاره آمریکا، استرالیا و همسایگان عربی کشورمان نیز به عنوان خوشحال شناخته شده اند. + نوشته شده توسط مهیار در 85/11/04 و ساعت
9 |
|
|