تبليغاتX
GLAD , مقاله ، اجتماعی Hack Id , Love , best ,
گویا دروغ گفتن برای دولتمردان ایرانی ، از آب خوردن هم راحت تر شده . وعده های الکی و پوچ ، امیدهای تو خالی و از همه مهمتر با مردم بازی کردن . با احساسات هفتاد میلیون نفر بازی کردن و مانند ریگ بیابان دروغ گفتن و به ریش مردم خندیدن .
وزیر راه گفت ( شبکه سوم برنامه تهران بیست ) اگر تا سال هشتاد و شش ما یک دست انداز در هر جای ایران داشتیم ، هر که نشانی از آن بیاورد ، جایزه می دهم . حضرت وزیر ، از سر کوچه تون تا اداره که می ری ، چاله ها رو بشمر و برو از خجالت آب شو .
حضرت بهداشت فرمودند مشکل دارو را حل کردیم . حضرت بهداشت امروزبیماران ام اسی بدون دارو مانده بودند و باید روبروی هلال احمر را میدیدی . حضرت دانشجوی پزشکی که هنوز دانشجو موندی و یک شبه وزیر شدی ، چند وقت پیش هم جانبازها تجمع کرده بودند و قبلش هم کسانی که بیماری های پوستی داشتند و خدا می داند روزی چند نفر بدون دارو می مانند . برای چه قول می دهی ؟
حضرت صفار هرندی ، ناشران کشور ( دقت کنید ، ناشران نه اخویان حضرات که مفاتیح و جابجایی پنیر چاپ می کنند ) شش ماهی است که کار نمی کنند . هر کتابی که در محل کار شما برای مجوز می آید بیشتر از شش ماه مورد بازبینی و شورا قرار می گیرد . کاغذ هم که نمی دهید و با ادبیات مدرن و رمان و روانشناسی و کلا هر چی که به آدمیت برمیگردد مشکل دارید و سانسور می کنید . اصلا آقای وزیر در عمر شریفت ..........................؟
حضرت اقتصاد هم که چه بگویم . آقا جان تورم را که یک رقمی نکردی هیچی ، ده برابر هم کردیش . میشه دیگه تئوری های اقتصادی تو سر این مردم پیاده نکنی ؟ مردیم از گشنگی .
وزیر نیرو هم که آباد کرده . اگر این چند روزه کرج تشریف داشتین ، علیرغم بارانهای سیل آسا میدید که روزی هجده بار برق می رود .وپروو پررروو میگه احتمالا امسال در جاهایی از کشور خاموشی داریم.!!!
وزیر مخابرات هم قربونش برم . ایرانسل رو کردن توی پاچه مردم . تالیا رو کردن توی پاچه ها و اوضاع خط های ثابت هم که مشخصه . تابستون و عید نمی گیره چون شلوغه . خط رو خط می شه ، در دسترس نیستی همیشه ، مشترک مورد نظر هم اگر یک ساعت دیر بجنبه ، قطع می شه .
وزیر کشاورزی هم که گل کاشت با میوه شب عید و گوجه فرنگی .
وزیران دیگر هم هر کدوم ... آقا مگه براتون کارت پستال فرستادن که بیاین مملکت رو بکنین آزمایشگاه برای خامی تون و ندونم کاری هاتون ؟ مگه نمی تونید بگید ما بلد نیستیم ؟ مگه هر کی بچه محل اصول گراها است باید یک گندی در این مملکت بشود ؟ اوضاع را نمی بینید ؟ اصلا خود پرزیدنتتون ببینین . مگه نگفت انتقاد کنید ؟ مگه نگفت بر علیه من جو درست کردن که پیاده روها رو آجر می چینه ؟ پس این بگیر و بنندها واسه چیه ؟ باتوم با آجر چه فرقی داره ؟ آقایی که می گویی داد بزنید ، انتقاد کنید ، پس زنها را چرا زدی ؟ معلم ها را چرا زدی ؟ اتوبوس دارها را ؟ دانشجوها ؟ استاد ها ؟ روزنامه ها ؟ و ... اگر اینها انتقاد از تو می کردند چه می شد ؟
اصلا کی گفته تمام مدت به این مردم وعده های تو خالی و دهن پر کن بدهید ؟ می میرید اگر حرف نزنید؟ راستی امروز امیل یهود با رییس جمهور فلسطین داشتند خوش و بش می کردند و از هم جلوی دوربین ها ... می گرفتند و من داشتم به بچه هایی که سر چهارراه ها گل ودعا می فروشند فکر می کردم . خداییش حق این بچه ها را باید به خاطر رافت اسلامی بدهیم به ... ها ؟ امیدوارم روز قیامت همتون سر بلند بیرون بیایید که باید پاسخگوی هفتاد میلیون نفر باشید . پاسخگوی دخترانی که در دوبی از خودشان مایه می گذارند تا شما ها آقازاده هاتان را در ناز بزرگ کنید . بچه های بی خانمانی که زمستان و تابستان کنار جوی ها می خوابند و حق مسلمشان که پول نفت است را به جیب روسیه و فلسطینی ها می ریزید تا حال دنیا را بگیرید . باید پاسخگوی تمام مردانی باشید که در این مملکت جلوی زن و بچشون ، سرشون رو می ندازن پایین که نون ندارند بخورند و حق مسلموشون توی شکم یک مشت عرب و ... می ره و باید پاسخگوی امام زمان باشید و امام حسینی که برای منافع خودتان ازشون دم میزیند.
+ نوشته شده توسط مهیار در 86/01/28 و ساعت 14 |
زمانی که این نامه از جلو چشمام رد شد بااشک سر خورد و اینجا نشست:

نامه ای به دکتر احمدی نژاد ( با اجازۀ اصول !!!گرایان)
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که بهشت زیر پای مادران است ، چون مادر و خواهر و دختر ایران اسلامی در میدان هفت تیر ، مورد حمله باجناق شما قرار گرفت .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که معلمی شغل انبیا است ، چون انبیای ایران اسلامی در دوران شما مورد باتوم زدگی و زندان قرار گرفتند ، فقط به خاطر حقوق چندرغازشان !
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود مانند بدبخت ها سر کج کرد و گفت رافت اسلامی .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود سیصد میلیارد از پول ایران اسلامی را فنا کرد . ( تغییر نکردن ساعت ها )
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود آدم خوبی بود و بی تجربه و درس نخوانده بشوی وزیر !
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود مردمی زیر خط فقر در کشور داشت و به گلوی اونوریا پول ریخت .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود تمام تاریخ را نادیده گرفت و هولوکاست را علم کرد .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود به تمام جانداران و کاینات نامه نوشت بدون انتظار هر گونه تغییر و واکنش و تاثیری !
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود با جان و مال و ناموس هفتاد میلیون نفر بازی کرد تا کاغذپاره جمع کنیم !
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود اصلاح نکرد ، ادبیات صحبت کردن بلد نبود ، لباس رسمی نپوشید ، انگشت ها را گره کرد ، انتقادها را خفه کرد ولی سفر استانی را استاد کرد .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود تمام شعارهای انتخاباتی را تکذیب و شوخی رسانه ای نامید و امید میلیون ها تن را به راحتی نا امید کرد .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود نماینده یک کشور با پیژامه عکسش را به تایمز و نیوزویک بدهد تا بگوید ببینید عدالت را ! ما اینیم .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود تمام فک و فامیل را سر کارهای دولتی گذاشت و بگوییم فلانی جیزه .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که می شود خلیج فارس ، عربی شود و شاهنامه قفقازی و دانشمندان ایرانی ، اتیوپیایی و اردنی و بحرینی ولی با شیخ فلان شوخی سر کتاب دبستانی کرد . اقتدارت را عشق است دکتر .
آقای دکتر من در زمان ریاست جمهوری شما فهمیدیم که خیلی پرتیم . ببخشید وقت شریف شما را گرفتم . احتمالا داشتید بار و بندیل یک سفر غیر لازم دیگر را می بستید تا پول بیت المال را هدر دهید . به اقتدار ، عدالت و تیپ شما بعنوان نماینده و خدمتگذار خودم افتخار می کنم . همین .

+ نوشته شده توسط مهیار در 86/01/26 و ساعت 20 |
اصلا گند بزنن تو این تکنولوژی

حیف نبود قدیما اصلا کی میدونست موبایل چه شکلیه

همه عینه بچه آدم سر شب کپه شونو میذاشتن و یه ریز تا خود خروس خون میخوابیدن

اما حالا چی تا قبل از بوق سگ داری فوتبال میبینی یا فیلم بعدش تا خود بوق سگ با گوشیت ور میری اگه هم یه بازی ردیف داشته باشه باید عرض کنم یحتمل معتاد میشی

و بعد هم دروداف میرن سراغ پدیدهای به نام واتو واتووو اه نه چی دارم میگم پدیده ای به نام اس ام اس و تا انتهای بوق سگ کلی قربون صدقه هم میرن کلی هم حذرفهای بد بد میزنن بعد هم دعوا و فحش و فحش کاری خلاصه آخرش موبایلشونو رو ساعت ۶.۳۰ تنظیم میکنن

حالا میریم در قسمت بعدی که تو شبه یعنی شب است.

میخوای بخوابی از خونه همسایه صداهای ناهنجار میاد

بابا فکر بد نکنین منظورم صدای گریه بچه است

اون که خفه میشه

پشه ها میان سراغت البته در این فصل که پشه ها عین گوسفند زاد و ولد میکنن یحتمل پوستها حسابی گل منگلیه و این قسمت تا خود صبح ادامه پیدا میکنه

وبازهم البته یه وقت یه خروس بی محلی مثل امین عبدی پیدا شه و بهت زنگ بزنه دیگه کارت ساختست

... القصه....

آفتاب عالمتاب طلوع میکند

و پشت بندش این صدای موبایل قاسمه که کل دنیا رو از خواب بیدار کرده اما این بشر انگار سواحل قناریه...

ادامه دارد

 

+ نوشته شده توسط مهیار در 86/01/25 و ساعت 9 |

خوابیدی رو بال ابرا

کاش میشد بودم کنارت

دنبالت دارم میگردم

اما نیست از تو نشونی

روزگار مارو جدا کرد

یه غروب توی جوونی

............

دل من هواتو کردهههههههههههههههههههههه.

بغض بهم امون نمیده

یه روز میام پیشت اونروز نزدیکه

............

توکه رفتی به سلامت

وعده ما به قیامت

حسرت یه لحظه دیدن واسه من شده یه عادت.

+ نوشته شده توسط مهیار در 86/01/18 و ساعت 20 |
استاد بی قید وشرط اخلاق و جودو و ... اونم رفت اونم در ۳۴ سالگی.

سیاهه سیاهم.................

واقعا چرا؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

خدا اااااااااااااااااااااااااااااااااا

اون تو همه چی استاد بود

نمی دونم شاید گفتن در مسائل ریزش باعث شه اون روح بزرگ کم به حساب بیاد

استاد ادبیات

استاد خطاطی

استاد جودو

استاد اخلاق

مومن

صبر

مردونگی

صداش بدک نبود خصوصا وقتی میرفتیم کوه میخوند:

نسيمي كز بن آن كاكل آيو
مرا خوشتر ز بوي سنبل آيو
چو شو گيرم خيال تو را در آغوش
سحر از بسترم بوي گل آيو

بلا بي دل خدايا دل بلا بي
گنه چشمان كرا دل مبتلا بي
اگه چشمون نكردي ديده بوني
چه دونستي دلم خوبان كجايي

دو چشمونت پياله پر ز مي بي
دو زلفونت خراج ملك ري بي
همي وعده كري امروز و فردا
نذونم مو كه فرداي تو كي بي

نسيمي كز بن آن كاكل آيو
مرا خوشتر ز بوي سنبل آيو
چو شو گيرم خيال تو را در آغوش
سحر از بسترم بوي گل آيو

+ نوشته شده توسط مهیار در 86/01/18 و ساعت 9 |