ايران باخت. ايران در مقابل مکزيک به خود باخت. با اينکه مکزيک تيم بزرگيست و 13 دوره در جام جهاني حضور داشته، دو بار ميزبان جام جهاني بوده و همين چند ماه پيش برزيل را 3-1 برده، اما در مقابل ايران تا دقيقه 70 چيزي بيشتر از کشورمان نداشت. اگر بخواهيم دلايل باخت ايران را بررسي کنيم، شايد بتوان اولين عامل را مربي تيم ملي کشورمان برانکو ايوانکويچ بدانيم؛ کسي که از دقيقه يک ترس در چشمانش هويدا بود، ترسي که در طول چهار سال حضورش در ايران، آن را پنهان کرده بود و در بزرگترين آوردگاه تيم ملي در چهار سال اخير آن را به همه نماياند. ترسي که به او اجازه نداد علي دايي تنبل، بياثر و پير را در اين چهار سال حتي يک بار بر روي نيمکت بنشاند، مگر به درخواست خود او. ترسي کها جازه نداد ميرزاپور تحليل رفته در ماههاي اخير را در آستانه جامجهاني کنار بگذارد و .... و ترسي که به او اجازه نداد در ابتداي نيمه دوم که مکزيک در اوج حملاتش بود، به برد فکر کند و با آوردن خطيبي يا برهاني به جاي دايي، حداقل به فکر ضدحملات باشد. در بازي چيزي که بيش از هر چيز از مربي تيم ايران ديديم ترس بود. ترسي که سيستم بسيار زيباي تيم تا دقيقه 70 را کاملاً بيحاصل نمود و اجازه نداد که افکار ميليونها ايراني او را به خاطر کوچينگ زيبايش و ارايه راه حلهايي براي قدرت تهاجمي تيم مکزيک در نيمه اول تحسين کنند و چيزي جز يک مربي ترسو در خاطره آنها از اين بازي باقي نماند.
عامل دوم شکست که بارها و بارها و بارها ...... توسط کوچک و بزرگ، کارشناس و ناوارد، زن و مرد، پير و جوان بيان شده بود و همه به غير از مربي تيم ملي، به آن اعتقاد داشتند، مناسب نبودن علي دايي به عنوان يک مهاجم 90 دقيقهاي در جام جهاني براي تيم ما بود. همه شاهد بودند که تيم ما 10 نفره بازي کرد. همه شاهد بودند که گزارشگر فقط چند بار اسم او را به زبان آورد. همه شاهد بودند که او در نيمه دوم محو بود و به غير از خراب کردن يکي دو موقعيت و يک برخورد مسخره با يکي ديگر از بازيکنانمان در دايره وسط زمين، کار ديگري انجام نداد. او اين شب بزرگ را براي 70 ميليوني داخل ايران و هزاران ايراني حاضر در آلمان تلخ کرد. او به اشکهاي کودکان ايراني مديون است. او .....
و اما ميرزاپور. چيزي براي گفتن در مورد او نيست الا اينکه او کمک کرد هر دو موقعيت تيم مکزيک به گل تبديل شود و در راه منت را بر مکزيک تمام کرد و يک موقعيت گل نيز براي آنها ساخت. انصافاً غير از اين سه گل، که يکياش هم دسته گل خود ميرزاپور بود، کدام موقعيت حساس يا نيمه حساس يا حتي عادي تيم مکزيک را از اين تيم گرفت و مانع گل شدن آن شد.
حيف از آندرانيک تيموريان که با تلاش و کوشش بازي کرد و چهره تيم ايران بود و حيف از مهدويکيا و هاشميان که تنها بودند و به خاطر کاپيتان!!!!! کاري از پيش نبردند. ميدانم که اوج ناراحتي و عصبانيت من را ميتوانيم از تکتک کلماتي که نوشتم درک کنيد. اما چيزي که بيش از هر چيز بر عصبانيت من افزود، تحليلهاي مسخره و ياوهگوييهاي گزارشگران تلويزيون بود که علت شکست را تواناييهاي تيم مکزيک عنوان ميکردند. نه...... ما به خود باختيم، نه مکزيک.
نتايج بازيهاي ديشب
صربستان و مونته نگرو 0 - هلند 1
مكزيك 3 - ايران 1
آنگولا 0 - پرتغال 1
برنامه بازيهاي امروز
از گروه پنج:
ايتاليا- غناد (هانوفر) ساعت 16:30
آمريكا - چك (گلزن كرشن) ساعت 19:30
از گروه گروه شش:
برزيل - كرواسي (برلين) ساعت 22:30
شبکه اسکای اسپورت انگلیس: میرزاپور باز هم ناشیانه عمل کرد
شبکه اسکای اسپورت انگلیس گزارش کرد: علی دایی مهاجم کهنه کارتیم ملی ایران درشرایطی درخط حمله تیمش در برابر مکزیک قدم می زد که به خوبی از سوی بازیکنان اطرافش چون علی کریمی حمایت می شد. اسکای اسپورت ضمن تمجید ازخلق صحنه های خطرناک توسط وحید هاشمیان دیگرمهاجم تیم ملی ایران نوشت : ضربه سر ماهرانه وی در اوایل نیمه اول تنها به مدد حرکت آکروباتیک "اسوالدو سانچز" دروازه بان مکزیک دفع شد. این شبکه انگلیسی همچنین با انتقاد ازعملکرد ابراهیم میرزاپوردروازه بان ایران دردفع ناقص توپ روی گل دوم مکزیک اظهار داشت : میرزاپور در این صحنه بسیارناشیانه عمل کرد و حرکت او درسطح دروازه بانان مبتدی بود . تیم ملی فوتبال ایران عصر روزیکشنبه درنخستین دیدار خود در جام جهانی 2006 آلمان در شهر نورنبرگ با وجود یک بازی قابل قبول در نیمه نخست نهایتا با نتیجه سه بر یک در برابر تیم ملی مکزیک تن به شکست داد.

